تبليغاتX
آبگینه ساری

﷼ اینجا هر آنچه در آنطرف هم اگر باشد نیز پیداست " محمود زارع " مازندران . ساری ﷼






نهج البلاغه . کلمات قصار از 1 تا 50 

       نهج البلاغه . کلمات قصار از

 

[ 1 ] حكم أمير المؤمنين عليه السلام باب المختار من حكم أمير المؤمنين عليه السلام و يدخل في ذلك المختار من أجوبه مسائله و الكلام القصير الخارج في سائر أغراضه

قَالَ ع كُنْ فِي اَلْفِتْنَةِ كَابْنِ اَللَّبُونِ لاَ ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لاَ ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ

 

على ( ع ) فرمود : به هنگام بروز فتنه چون اشتر دو ساله باش كه نه پشتى استوار دارد كه بر آن سوار توان شد و نه پستانى شيرده ، كه از آن شير توان دوشيد .

[ 2 ]

وَ قَالَ ع أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اِسْتَشْعَرَ اَلطَّمَعَ وَ رَضِيَ بِالذُّلِّ مَنْ كَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ وَ هَانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَيْهَا لِسَانَهُ

 

و فرمود ( ع ) : آنكه طمع را شعار خود سازد ، خود را خوار ساخته و هر كه پريشانحالى خويش با ديگران در ميان نهد ، تن به ذلت داده است و كسى كه زبانش بر او فرمان راند ، بى‏ارج شود .

 

[ 3 ]

وَ قَالَ ع اَلْبُخْلُ عَارٌ وَ اَلْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ وَ اَلْفَقْرُ يُخْرِسُ اَلْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ وَ اَلْمُقِلُّ غَرِيبٌ فِي بَلْدَتِهِ

 

و فرمود ( ع ) : بخل ، ننگ است و ترس ، نقص است و تنگدستى ، زبان زيرك را از بيان حجتش بر بندد و بينوا در شهر خود غريب است


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

نهج البلاغه . قسمت دهم . نامه های 54 تا 79  

نامه های 54 تا 79

 

نامه‏اى از آن حضرت ( ع ) به طلحه و زبير با عمران بن حصين خزاعى . آن را ابو جعفر اسكافى در كتاب مقامات در مناقب امير المؤمنين ( ع ) آورده است .

اما بعد . شما نيك مى ‏دانيد ، هر چند كتمان مى‏كنيد ، كه من آهنگ مردم نكردم تا آنها آهنگ من كردند . من از آنها بيعت نخواستم تا آنها با من بيعت كردند .

شما دو تن از كسانى بوديد كه به سوى من آمديد و به من دست بيعت داديد . بيعت كردن مردم با من ، بدان سبب نبود كه مرا قدرتى است غالب يا مالى است مهيا .


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

نهج البلاغه . قسمت نهم. نامه 53  

نامه  53

 

از فرمان او به مالك اشتر اين فرمان را براى مالك اشتر نخعى نوشت ، هنگامى كه او را امارت مصر و توابع آن داد . در آن هنگام كه كار بر محمد بن ابى بكر آشفته شده بود . اين فرمان درازترين فرمانهاست و از ديگر نامه‏ هاى او محاسن بيشترى در بردارد .

به نام خداوند بخشاينده مهربان اين فرمانى است از بنده خدا ، على امير المؤمنين ، به مالك بن الحارث الاشتر . در پيمانى كه با او مى ‏نهد ، هنگامى كه او را فرمانروايى مصر داد تا خراج آنجا را گرد آورد و با دشمنانش پيكار كند و كار مردمش را به صلاح آورد و شهرهايش را آباد سازد .


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

نهج البلاغه . قسمت هشتم . نامه های 31 تا 52 

نامه های 31 تا 52

 

از وصيت آن حضرت ( ع ) به حسن بن على ( عليهما السلام ) در آن هنگام كه از صفين بازمى ‏گشت در « حاضرين » نوشته است

از پدرى در آستانه فنا و معترف به گذشت زمان ، كه عمرش روى در رفتن دارد و تسليم گردش روزگار شده ، نكوهش كننده جهان ، جاى گيرنده در سراى مردگان ، كه فردا از آنجا رخت برمى ‏بندد ، به فرزند خود كه آرزومند چيزى است كه به دست نيايد ، راهرو راه كسانى است كه به هلاكت رسيده ‏اند و آماج بيماريهاست و گروگان گذشت روزگار . پسرى كه تيرهاى مصائب به سوى او روان است ، بنده دنياست و سوداگر فريب ، و وامدار مرگ و اسير نيستى است و هم پيمان اندوه‏ها و همسر غمهاست ، آماج آفات و زمين خورده شهوات و جانشين مردگان است .


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

نهج البلاغه . قسمت هفتم . نامه های 1 تا 30 

نامه های 1 تا 30

نامه یک

و من كتاب له ع إلى أهل الكوفة عند مسيره من المدينة إلى البصرة

مِنْ عَبْدِ اَللَّهِ عَلِيٍّ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ إِلَى أَهْلِ اَلْكُوفَةِ جَبْهَةِ اَلْأَنْصَارِ وَ سَنَامِ اَلْعَرَبِ أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّي أُخْبِرُكُمْ عَنْ أَمْرِ عُثْمَانَ حَتَّى يَكُونَ سَمْعُهُ كَعِيَانِهِ إِنَّ اَلنَّاسَ طَعَنُوا عَلَيْهِ فَكُنْتُ رَجُلاً مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ أُكْثِرُ اِسْتِعْتَابَهُ وَ أُقِلُّ عِتَابَهُ وَ كَانَ طَلْحَةُ وَ اَلزُّبَيْرُ أَهْوَنُ سَيْرِهِمَا فِيهِ اَلْوَجِيفُ وَ أَرْفَقُ حِدَائِهِمَا اَلْعَنِيفُ وَ كَانَ مِنْ عَائِشَةَ فِيهِ فَلْتَةُ غَضَبٍ فَأُتِيحَ لَهُ قَوْمٌ فَقَتَلُوهُ وَ بَايَعَنِي اَلنَّاسُ غَيْرَ مُسْتَكْرَهِينَ وَ لاَ مُجْبَرِينَ بَلْ طَائِعِينَ مُخَيَّرِينَ.

وَ اِعْلَمُوا أَنَّ دَارَ اَلْهِجْرَةِ قَدْ قَلَعَتْ بِأَهْلِهَا وَ قَلَعُوا بِهَا وَ جَاشَتْ جَيْشَ اَلْمِرْجَلِ وَ قَامَتِ اَلْفِتْنَةُ عَلَى اَلْقُطْبِ فَأَسْرِعُوا إِلَى أَمِيرِكُمْ وَ بَادِرُوا جِهَادَ عَدُوِّكُمْ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ.

ترجمه:

نامه‏اى به مردم كوفه هنگام حركتش از مدينه به بصره .

از بنده خدا ، على ، امير المؤمنين به مردم كوفه كه بزرگواران ياران و ارجمندان عرب‏ اند .


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

نهج البلاغه. قسمت ششم 

حکمت های 300 تا 360

حكمت 301احتياط در فرستادن پيك ها و نامه ها(اجتماعى، سياسى)

وَ قَالَ [عليه السلام] رَسُولُكَ تَرْجُمَانُ عَقْلِكَ وَ كِتَابُكَ أَبْلَغُ مَا يَنْطِقُ عَنْكَ .

و درود خدا بر او ، فرمود: فرستاده تو بيانگر ميزان عقل تو ، و نامه تو گوياترين سخنگوى تو است!.


 

حكمت 302نياز انسان به دعا(معنوى)

وَ قَالَ [عليه السلام] مَا الْمُبْتَلَى الَّذِى قَدِ اشْتَدَّ بِهِ الْبَلَاءُ بِأَحْوَجَ إِلَى الدُّعَاءِ الَّذِى لَا يَأْمَنُ الْبَلَاءَ .

و درود خدا بر او ، فرمود: آن كس كه به شدت گرفتار دردى است نيازش به دعا بيشتر از تندرستى است كه از بلا در امان است نمى باشد.


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

نهج البلاغه. قسمت پنجم 

حکمت های 200 تا 300

 

حكمت 201امدادهاى الهى و حفظ انسان (اعتقادى، معنوى)

وَ قَالَ [عليه السلام] إِنَّ مَعَ كُلِّ إِنْسَانٍ مَلَكَيْنِ يَحْفَظَانِهِ فَإِذَا جَاءَ الْقَدَرُ خَلَّيَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُ وَ إِنَّ الْأَجَلَ جُنَّةٌ حَصِينَةٌ .

و درود خدا بر او ، فرمود : با هر انسان دو فرشته است كه او را حفظ مى كنند، و چون تقدير الهى فرا رسد، تنهايش مى گذارند كه همانا زمان عمر انسان ، سپرى گشته است.


 

حكمت 202واقع نگرى در مسائل سياسى(سياسى)

وَ قَالَ [عليه السلام] وَ قَدْ قَالَ لَهُ طَلْحَةُ وَ الزُّبَيْرُ نُبَايِعُكَ عَلَى أَنَّا شُرَكَاؤُكَ فِى هَذَا الْأَمْرِ لَا وَ لَكِنَّكُمَا شَرِيكَانِ فِى الْقُوَّةِ وَ الِاسْتِعَانَةِ وَ عَوْنَانِ عَلَى الْعَجْزِ وَ الْأَوَدِ .


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

نهج البلاغه. قسمت چهارم 

حکمت های 100 تا 200

حكمت 101روش بر طرف كردن نيازهاى مردم(اخلاقى، اجتماعى)

وَ قَالَ [عليه السلام] لَا يَسْتَقِيمُ قَضَاءُ الْحَوَائِجِ إِلَّا بِثَلَاثٍ بِاسْتِصْغَارِهَا لِتَعْظُمَ وَ بِاسْتِكْتَامِهَا لِتَظْهَرَ وَ بِتَعْجِيلِهَا لِتَهْنُؤَ .

درود خدا بر او ، فرمود : بر آوردن نيازهاى مردم پايدار مگر به سه چيز ، كوچك شمردن آن تا خود بزرگ نمايد ، پنهان داشتن آن تا خود آشكار شود ، و شتاب در بر آوردن آن ، تا گوارا باشد.


 

حكمت 102آينده و مسخ ارزشها (سياسى ، علمى ، تاريخى)

وَ قَالَ [عليه السلام] يَأْتِى عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا يُقَرَّبُ فِيهِ إِلَّا الْمَاحِلُ وَ لَا يُظَرَّفُ فِيهِ إِلَّا الْفَاجِرُ وَ لَا يُضَعَّفُ فِيهِ إِلَّا الْمُنْصِفُ يَعُدُّونَ الصَّدَقَةَ فِيهِ غُرْماً وَ صِلَةَ الرَّحِمِ مَنّاً وَ الْعِبَادَةَ اسْتِطَالَةً عَلَى النَّاسِ فَعِنْدَ ذَلِكَ يَكُونُ السُّلْطَانُ بِمَشُورَةِ النِّسَاءِ وَ إِمَارَةِ الصِّبْيَانِ وَ تَدْبِيرِ الْخِصْيَانِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : روزگارى بر مردم خواهد آمد كه محترم نشمارند جز سخن چين را ، و خوششان نيايد جز از بدكار هرزه ، و ناتوان نگردد جز عادل.


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

نهج البلاغه. قسمت سوم 

حکمت های 1 تا 100

 

حكمت 1روش برخورد با فتنه ها(اخلاقى ، سياسى)

قَال َ[عليه السلام] كُنْ فِى الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ.

درود خدا بر او ، فرمود: در فتنه ها چونان شتر دو ساله باش، نه پشتى دارد كه سوارى دهد و نه پستانى تا او را بدوشند.


 

حكمت 2شناخت ضد ارزش ها (اخلاقى)

وَ قَالَ [عليه السلام] أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ وَ رَضِيَ بِالذُّلِّ مَنْ كَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ وَ هَانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَيْهَا لِسَانَهُ .

و درود خدا بر او، فرمود : آن كه جان را با طمع ورزى بپوشاند خود را پُست كرده ، و آن كه راز سختى هاى خود را آشكار سازد خود را خوار كرده ، و آن كه زبان را بر خود حاكم كند خود را بى ارزش كرده است.


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

نهج البلاغه. قسمت دوم 

خطبه هاى 120 تا 179

خطبه هاى 180 تا 239

 


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

نهج البلاغه. قسمت اول 


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

چهل فرمان از امیرالمومنین علی ع 

چهل فرمان از امیرالمومنین علی ع

1- راستگو باشید

2- با مردم مودبانه برخورد کنید

3- خدمتگزار مردم باشید

4- درکار خیر تاخیر نکنید

5- پشتکار داشته باشید

6- خشم و عصبانیت خود را کنترل کنید

7- غیبت نکنید

8- دنبال انتقام گرفتن و تلافی نباشید

9- در مقابل سختی ها مقاوم باشید

10- دنباله روی نفستان نباشید.

 


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

خاطرات امير مومنان 

نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

خاطرات امير مومنان=6 

قاتل مرحب

 http://bahoo.blogfa.com

آبگینه ساری . م.زارع

Mahmood.zare@Gmail.com

 

مرحب (دلاور نامى يهود) به ميدان مبارزه آمد و شعر مى داد و اين رجز را مى خواند:

من آن كسى هستم كه مادرم او را مرحب ناميد؛

آماده كارزار و تكاورى آزموده كه گاه با نيزه مى جنگم و زمانى با شمشير.

من به مصاف او رفتم .

مرحبت به منظور حفاظت هر چه بيشتر خود، قطعه سنگى تراشيده و آن را به سر نهاده بود و از آن به جاى كلاه خود استفاده مى كرد چرا كه هيچ كلاه خودى نمى توانست سر بزرگ او را بپوشاند. من با ضربتى كه بر سر او فرود آوردم ، آن سنگ شكافته شد و تيغه شمشير بر فرق سرش اصابت كرد و او را به قتل رسانيد.

قال على (ع ): جا مرحب و هو يقول :

انا الذى سمتنى امى مرحب (292)

شاكى السلاح يطل مجرب 

اطعن احيانا و حينا اضرب


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

خاطرات امير مومنان=5 

اين من بودم

پيامبر گرامى در حالى جان به جان آفرين تسليم كرد كه سر بر سيه من داشت . او در دستهايم جان سپرد، دستم را (به منظور تيمّن و تبرّك ) بر چهره خويش كشيدم .

اين من بودم كه او را غسل دادم و فرشتگان ياريم كردند.

فقدان رسول گرامى در و ديوار را به شيون آورد و آشنا و بيگانه را به ماتم نشاند. فرشتگان دسته دسته در رفت و آمد بودند. و گوش من حتى براى لحظه اى از سر و صداى وردها و دعاهاى آنها آسوده نبود. و اين وضع همچنان تا لحظه اى كه آن حضرت را به خاك سپردم ادامه داشت . پس آيا چه كسى سزاوارتر از من به رسول خدا در حيات و ممات است ؟!

قال اميرالمومنين (ع ): ... و لقد قبض رسول الله و ان راسه لعلى صدرى و قد سالت نفسه فى كفى فامردتها على وجهى و لقد وليت غسله و لاملائكه اعوانى فضجت الدار و الافنيه ملا يهبط و مال يعرج و ما فارقت سمعى هيمه منهم يصلن عليه حتى و اريناه فى ضريحه ، فمن ذا احق به منى حيا و ميتا؟!(226)


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

خاطرات امير مومنان=4 

آخرين كلمات 

1 (بيمارى رسول خدا(ص ) شدت مى گرفت و خطر لحظه به لحظه زندگى او را تهديد مى كرد).

چيزى نگذشت كه فرياد فاطمه بلند شد و مرا به داخل فرا خواند. (سراسيمه ) وارد شدم ، ديدم رسول خدا(ص ) در حال احتضار است و لحظات پايانى عمر خود را سپرى مى كند. با مشاهده آن صحنه به سختى گريستم و خود دارى از گريه به هيچ وجه ممكن نبود.

پيامبر خدا(ص ) فرمود: على ! گريه براى چيست ؟ اينك زمان گريستن نيست ، كه لحظه فراق و جدايى بين ما فرا رسيده است .

برادر! تو را به خدا مى سپارم . پروردگارم ما به سراى جاويد فرا خوانده و جوار لطف و رحمت خويش را برايم برگزيده است . (من از اين بابت اندوهى به دل ندارم بلكه ) گريه و اندوه بى پايان من بر تو و فاطمه است . و (گويا مى بينم ) پس از من او را به هلاكت رسانند و مردم در ظلم و تعدى بر شما همدل و هماهنگ گردند!

شما را به خدا سپردم و از او خواستم كه شما را در حفظ و پناه خود بپذيرد كه او نيز پذيرفت و شما همچنان وديعه من ، نزد پروردگار خواهيد بود.

2 پيامبر خدا در لحظات پايانى عمر، دو گفتار با على داشته است : يكى كوتاه و آشكار و ديگرى طولانى و به راز. حضرت در زير از هر دو، چنين ياد مى كند:

پيامبر خدا(ص ) ... مرا به نزد خويش فرا خواند، چون نزديك او شدم فرمود:


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

خاطرات امير مومنان=3 

پيامبر آشنا

... (در ايامى كه به فرمان رسول خدا(ص ) در يمن به سر مى بردم )، يك روز كه براى مردم سخن مى گفتم ، مردى از دانشمندان يهود از ميان جمعيت برخاست و در حالى كه كتابى به دست داشت و در آن مى نگريست به من گفت :

(اگر ممكن است ) تصويرى از شمايل محمد را براى ما وصف كن (درخواستاو را پذيرفتم و) گفتم :

پيامبر خدا نه چندان بلند قد است و نه بسيار كوتاه ، موى سرش نه خيلى پيچيده است و نه باز و افتاده ، سرى بزرگ و متناسب دارد. رنگ چهره اش ‍ سفيد است و اندكى به سرخى مى زند. استخوان بندى درشت دارد. كف دست و قدم پاهايش بزرگ و ضخيم است . از ميان سينه تا ناف خطى باريك از مو دارد. داراى محاسنى پرپشت و ابروانى پيوسته و پيشانى بلند، چهار شانه (و قوى هيكل ) مى نمايد. وقتى راه مى رود انگار از بلندى به سرازيرى روانه باشد. هرگز مانند او، كسى را نديده ام و پس از اين هم نخواهم ديد.

سپس ساكت شدم و چيزى نگفتم ، دانشمند يهودى گفت : ادامه بده .

گفتم : آنچه فعلاً به خاطر داشتم بيان كردم . اما او خود ادامه داد و افزود:


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

خاطرات امير مومنان=2 

فصل اول : همراه با پيامبر(ص )

نخستين توصيه

هنگامى كه آيه (و انذر عشيرتك الاقربين )(1) بر رسول خدا(ص ) نازل گرديد، آن حضرت مرا به حضور طلبيد و فرمود:

على ! از من خواسته شده كه بستگانم را به پرستش خداى يكتا دعوت كنم و از عذاب الهى برحذر دارم . از طرفى ، مى دانم كه اگر اين ماءموريت را با آنان در ميان بگذارم پاسخ ناگوارى دريافت مى كنم . به اين جهت در انتظار فرصتى مناسب دم فرو بستم تا اينكه جبرئيل فرود آمد و گفت :

اى محمد! اگر ماءموريت خود را انجام ندهى به عذاب الهى مبتلا خواهى شد (اكنون از تو مى خواهم كه مقدمات آن را فراهم كنى ). براى اين كار يك صاع طعام (تقريباً سه كيلو گندم ) تهيه كن و با افزودن يك ران گوسفند بر آن غذايى طبخ كن و قدحى نيز از شير پر كن ، آنگاه پسران عبدالمطلب را گرد آور تا من با ايشان گفتگو كنم و ماءموريت خويش را به آنها ابلاغ نمايم .


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

خاطرات امير مومنان=1 

خاطرات امير مومنان

نام نويسنده : شعبان خان صنمى (صبورى )

http://bahoo.blogfa.com

آبگینه ساری . م.زارع

Mahmood.zare@Gmail.com

 

توجه : برای استفاده از لینکها راست کلیک کرده و گزینه open link in new window را انتخاب کنید!

1.فهرست مطالب
2.مقدمه چاپ دوم
3.مقدمه چاپ اول
4.فصل اول : همراه با پيامبر(ص (
5.فصل دوم : از پيامبر(ص (
6.فصل سوم : از همسر و فرزندان
7.فصل چهارم : تسبيح فرشتگان ذكر فضايل من است (على عليه السلام (
8.فصل پنجم : بر بالين رسول خدا(ص (
9.فصل ششم : اندوه دل
10.فصل هفتم : از روزهاى نبرد
11.فصل هشتم : از ديگران


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

1001 (حکایت و روایت )داستان از زندگانى امام على (عليه السلام ) در آبگینه ساری 

1001  (حکایت و روایت )داستان از زندگانى امام على (عليه السلام ) در آبگینه ساری

  1. 1001 داستان از زندگانى امام على (عليه السلام )=1
  2. 1001 داستان از زندگانى امام على (عليه السلام )=2
  3. 1001 داستان از زندگانى امام على (عليه السلام )=3
  4. 1001 داستان از زندگانى امام على (عليه السلام )=4
  5. 1001 داستان از زندگانى امام على (عليه السلام )=5
  6. 1001 داستان از زندگانى امام على (عليه السلام )=6
  7. 1001 داستان از زندگانى امام على (عليه السلام )=7
  8. 1001 داستان از زندگانى امام على (عليه السلام )=8
  9. 1001 داستان از زندگانى امام على (عليه السلام )=9

۱۷/۲/۸۵


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

مجموعه کامل قضاوتهای علی "ع" در آبگینه ساری 

مجموعه کامل قضاوتهای علی "ع" در آبگینه ساری

۱۷/۲/۸۵


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

1001 داستان از زندگانى امام على (عليه السلام )=14 و قسمت آخر 

940- تقسيم پول نان به عدالت

  http://bahoo.blogfa.com

آبگینه ساری . م.زارع

Mahmood.zare@Gmail.com

 

 

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

 

روزى دو نفر بر سر پول نان هاى خود اختلاف داشتند لذا جهت حل اختلاف خدمت حضرت على (عليه السلام ) رسيدند و عرض كردند: يا على (عليه السلام ) يكى از ما پنج نان و ديگرى سه نان داشت ، يك نفر ميهمان بر ما وارد شد و هم غذاى ما شد او وقتى كه خواست برود هشت درهم به ازاء آنچه خورده بود به ما داد، من كه پنج قرص نان دارم پنج درهم آن را مى خواهم و آنكه سه قرص نان دارد را سه دهم حاضرم بدهم ليكن او مى گويد: بايد چهار به چهار پول را نصف كنى . حضرت ابتدا به صاحب سه نان فرمود: سر اين مسائل دعوا نكن . بيا سه درهم را بردار و برو؛ اهميتى ندارد، براى اينها سزاوار نيست دعوا كنيد اما آن شخص ‍ گفت : يا على (عليه السلام ) قبول ندارم ، حق من چهار درهم است چرا كه اين هشت درهم را آن شخص باى ما دو تا داده است . حضرت فرمود: اگر حق را مى خواهى يك درهم بيشتر حق تو نيست ، او داد و فرياد كرد كه چرا حق من اينقدر كم است من سه نان داشتم ، يك درهم و او كه پنج نان داشته هفت درهم . حضرت فرمود: تو سه نان داشتى ، خودت هم از آن خورده اى آن هم كه پنج تا نان داشته از آن پنج تاى خود خورده است مهمانى كه بر شما وارد شده
ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

1001 داستان از زندگانى امام على (عليه السلام )=13 

869- افضل مردم على (ع ) است 

 

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

 

حجاج بن يوسف ثقفى از حره پرسيد: حره تو دختر حليمه هستى ؟

حره پاسخ داد: فراست و زيركى را از غير مؤ من مى يابم حجاج گفت : حره از قول تو نقل مى كنند كه على (عليه السلام ) را افضل و برتر از ابوبكر و عمر و عثمان مى دانى آيا از خدا چنين مطلبى به تو رسيده است ؟

حره گفت : آن كس كه گفته است من على (عليه السلام ) را تنها بر اينها افضل مى دانم دروغ گفته است .

حجاج : غير از اينها على (عليه السلام ) از چه كسانى افضل است ؟

حره : از آدم صفى لله و نوح نبى الله و لوط و ابراهيم خليل الله و داود و سليمان ، موسى و عيسى عليهم السلام .

حجاج گفت : اى واى بر تو. او را بر اصحاب پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و بر 7 نفر از انبياء و پيامبران اولوالعزم برتر مى دانى ، اگر دليل و برهانى بر صدق گفتارت نياوردى گردنت را مى زنم .

حره گفت : من او را برتر از اين انبياء نمى دانم بلكه خداوند متعال در قرآن كريم او را بر آنان فضيلت و برترى داده است .


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

1001 داستان از زندگانى امام على (عليه السلام )=12 

790- همدم انبياء و اولياء عليست 

http://bahoo.blogfa.com

آبگینه ساری . م.زارع

Mahmood.zare@Gmail.com

 

 

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

 

روى حارث حضرت امير (عليه السلام ) را ديد كه با حضرت خضر در نخيله (952) نشسته كه ناگه طبقى خرما از آسمان براى آنها نازل شد و آنها از آن خوردند.

حضرت خضر وقتى خرماها را مى خورد هسته هاى آن را دور مى انداخت ول حضرت امير (عليه السلام ) هسته خرماها را در دست خود جمع مى كرد.

حارث مى گويد: به امام گفتم : كه اين دانه هاى خرما را به من ببخش ، آن حضرت آنها را به من داد و من نيز آن هسته ها را در زمين كاشتم و آنها نخل خرما شد و خرمايشان آنچنان پاكيزه بود كه مثل آن را من نديده بودم .(953)

 

791- دختربچه عاشق 


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

1001 داستان از زندگانى امام على (عليه السلام )=11 

736- حضرت على (ع ) و شيوه حكومتدارى 

 

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

 

على (عليه السلام ) در زمان حكومت خود برخوردى انسانى با بقيه ملل حتى كفار داشت و دستورات اكيد براى آبادانى مناطق مختلف حتى جويبارهاى تخريب شده را صادر كرده است . توجه به ضعفا و مستمندان و يتيمان چه مسلمان و غير مسلمان و انجام كارهاى مردم بدون هيچ گونه توقع و چشمداشتى جز شيوه هاى اصلى حضرت بوده است .

نوشته اند، وقتى كه حضرت مشكل برخى از دهقانان و بزرگان ايرانى را بر طرف كرد، آنان به عنوان قدردانى چهل درهم نزد امام بردند، امام آن مبلغ را از آنها نپذيرفت و فرمود:

انا قوم لا تاخذ معروف ثمنا

ما خاندان به خاطر كار نيكى كه انجام مى دهيم بها و پولى دريافت نمى كنيم (876).


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

1001 داستان از زندگانى امام على (عليه السلام )=10 

669- شيوه درست درست زندگى

 http://bahoo.blogfa.com

آبگینه ساری . م.زارع

Mahmood.zare@Gmail.com

 

 

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

 

يكى از دوستان على (عليه السلام ) بنام علاءبن زياد در بصره سكونت داشت روزى علاء بيمار گرديد اميرمؤ منان (عليه السلام ) به عيادت او رفت حضرت وقتى خانه بزرگ و وسيع علاء را ديد فرمود: اين خانه با اين همه وسعت را در اين دنيا براى چه مى خواهى ؟ با اينكه در آخرت به آن نيازمندتر هستى ؟ آنگاه ادامه داد: آرى مگر اينكه با داشتن اين خانه بخواهى به وسيله آن به آخرت برسى مانند آنكه در اين خانه از مهمان پذيرايى كنى يا صله رحم نمايى يا اينكه حقوق واجب خود (مانند زكات ) را از اين خانه خارج كرده و به اهلش برسانى .

فاذا انت قد لغت بها الاخره ؛ كه در اين صورت با داشتن همين خانه هم به آخرت نائل شده اى .

علاء عرض كرد: اى اميرمؤ منان (عليه السلام ) از برادرم عاصم بن زياد پيش تو شكايت مى كنم . امام فرمود: براى چه مگر او چه كرده . علاء عرض كرد: عبائى ناچيز پوشيده و از دنيا كناره گرفته است . على (عليه السلام ) فرمود: او را نزد من بياور. عاصم به حضور على (عليه السلام ) آمد حضرت به او فرمود: تو دشمن جان خود شدى شيطان بر تو راه يافته و تو را صيد كرده است آيا به خانواده ات رحم نمى كنى تو خيال مى كنى خداوند كه زندگى طيب و خوب را بر تو حلال كرده دوست ندارد از آن بهره مند شوى ؟ تو بى ارزشتر از آنى كه خداوند با تو چنين كند.


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

1001 داستان از زندگانى امام على (عليه السلام )=9 

586- مردم مكه و بيعت با امام على (ع ) 

http://bahoo.blogfa.com

آبگینه ساری . م.زارع

Mahmood.zare@Gmail.com

 

 

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

 

مكه شهرى بود كه مردم آن در پى فتح و غلبه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به اسلام گرويدند و سابقه اسلام آنها در زمان حيات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كم بود بدين جهت نيروى انقلابى در آن اندك بود، ولى به لحاظ اينكه حرم امن الهى بود، عده اى مكه را به عنوان سكونت خود برگزيدند، بعد از اينكه مردم مدينه و مهاجر و انصار و انقلابيونى كه از مصر و كوفه آمده بودند با على (عليه السلام ) بيعت كردند. حضرت طى نامه هايى از برخى استاندارانى كه از طرف عثمان در مناطق مختلف منصوب شده بودند خواست كه از مردم بيعت بگيرند البته عده اى از اين استانداران منصب خود را رها كرده و فرار نمودند. حضرت امير (عليه السلام ) طى نامه اى به استاندار مكه كه از طرف عثمان منصوب شده بود و خالد بن عاص نام داشت او را به امارت مكه ابقا كرد و از او خواست كه از مردم بيعت بگيرد. مردم مكه از بيعت سرباز زندند مخصوصا اينكه عده اى مخالفان حضرت در مكه بودند و از طرفى چون در ماه ذى الحجه با حضرت بيعت شده بود عده اى از مخالفان حضرت به حج رفته و هنوز در مكه بودند و به شهرهاى خود بازنگشته بودند عده اى از كارگزاران عثمان نيز كه يقين داشتند حضرت
ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

1001 داستان از زندگانى امام على (عليه السلام )=8 

525- حكومت و آزادى 

 

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

 

روزى على (عليه السلام ) در كوفه سخنرانى مى كرد و ضمن سخنرانى فرمودند قبل از دست دادن من از من سؤ ال كنيد كه من از مادون عرش ، از هر آنچه سؤ ال شود پاسخ خواهم داد و چنين ادعايى را پس از من جز دروغگويان نخواهند كرد. مردى از يهوديان عرب از گوشه مجلس با صداى بلند با لحنى زننده فرياد زد كه : من چيزهايى سؤ ال خواهم كرد كه در آن درخواهى ماند. اصحاب و دوستان على (عليه السلام ) از برخورد بى ادبانه او در خشم شدند و به وى هجوم آوردند. على (عليه السلام ) آنان را منع و فرمودند: رهايش كنيد و وى را به شتاب و دستپاچگى مكشانيد. حجج الهى با شتابزدگى و كم خردى استوار نمى گردد و با فرصت گرفتن از سائل براهين الهى نمود. پيدا نمى كند...(613)

 

526- حكومت و احقاق حق 


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

1001 داستان از زندگانى امام على (عليه السلام )=7 

441- عفو زن زناكار 

http://bahoo.blogfa.com

آبگینه ساری . م.زارع

 

 

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

 

زنى در زمان عمر بن خطاب اعتراف به زنا كرد و اصرار داشت تا حد زنا بر او جارى گردد تا از عذاب الهى در آخرت در امان باشد عمر نيز به عقوبت زن فرمان داد ولى امام على (عليه السلام ) به عمر فرمود:

از او بپرسيد چرا زنا كرده و در چه شرايطى تن به اين گناه داده و آن را مرتكب شده ؟ زن گفت : در بيابان تشنه و در راه ماندم . از ور خيمه اى ديدم ، وارد خيمه شدم و از مردى كه آنجا بود تقاضاى آب كردم آن مرد آب به من نداد و قصد گناه داشت از اين رو من از خيمه بيرون آمدم .

اما بار ديگر تشنگى مرا بى تاب كرد به گونه اى كه چشمانم سياهى مى رفت در اين حالت مجبور شدم تا به گناه تن دهم امام على (عليه السلام ) فرمود: اين همان مورد اضطرار است كه در قرآن كريم حد از آن برداشته شد. او را رها كنيد.(516)


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |

1001 داستان از زندگانى امام على (عليه السلام )=6 

393- تدابير على (ع ) در توسعه كشاورزى 

 

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

 

در جريان فتح ايران به دست مسلمانان كه در زمان خليفه دوم انجام شد يكى از غنائمى كه به دست مسلمانان افتاد قالى بزرگ زربافت كاخ سفيد مدائن بود، اين قالى بيش از 350 متر طول داشت كه مورخان از آن به عنوان بهارستان كسرى ياد كرده اند وقتى كه اين قالى را به چندين قطعه قابل استفاده در آوردند و قطعات آن را بين مسلمانان تقسيم كردند. امام على (عليه السلام ) سهميه خود از آن قالى را بهمراه ساير غنائم براى توسعه كشاورزى و توليد به كار برد. آنگاه قنات ويران شده اى را خريد و بازسازى كرد و سيصد هزار هسته خرما كاشت و آنها را با آب همان قناعت آبيارى كرد و به اين ترتيب نخلستان عظيمى را به وجود آورد و غذاى هر روز مردم را تاءمين نمود. آنگاه يك قسمت از آن نخلستان و قنات را براى مجاهدان در راه و قسمت ديگرش را براى مستمندان وقف كرد تا محصول هر ساله آن دو راه مصرف گردد.(460)

 

394- على (ع ) در كنار سلمان فارسى 


ادامه مطلب.....
نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: [] علی ع و نهج البلاغه |







درج لینکها و مطالب دیگران لزوما بمعنی تایید آنها از سوی این پایگاه نم