تبليغاتX
آبگینه ساری - هفت عادت مردان موفق

﷼ اینجا هر آنچه در آنطرف هم اگر باشد نیز پیداست " محمود زارع " مازندران . ساری ﷼






هفت عادت مردان موفق 

هفت عادت مردان موفق

نویسنده : استیفن آر.کاوی

 مترجم: شهرزاد فتوحی

............................

آبگینه ساری

www.bahoo.blogfa.com

سروش زارع

" مازندران ، ساری ، سوربن "

......................................

 

«« فلسفه موفقیت »»

سطح جديدي از تفكر

آلبرت انيشتين دريافته بود كه « مسائل خاصي كه ما با آنها روبه رو مي شويم ، در همان سطح از تفكري كه آنها را براي مان به وجود آورده است ، قابل حل نخواهد بود » .وقتي به اطراف خود و درون خويش نگاه مي كنيم و در زندگي و در كشاكش با نظام شخصيتي خود با مسائلي مواجه مي شويم ، در مي يابيم كه اين مسائل بسيار عميق هستند مسائلي اساسي و عميق درهمان سطح ظاهري كه به وجود آمده اند حل نخواهند شد .ما نيازبه سطح تازه اي از تفكر داريم ، سطحي عميق تر و الگويي بر مبناي اصولي به دقت حوزة انسان كارآمد كه كنش ها و واكنش هاي او را بيان كند ، تا اين مسائل عميق حل شوند . اين سطح تازة تفكر همان چيزي است كه در اين كتاب درباره آن بحث مي شود . اين روش اصولي بر مبناي شخصيت و به طور كامل براي كارايي فردي و ميان فردي بنا شده است .

 تعريف « عادت »

دانش ، الگويي نظري است ، اين كه چه كنيم و چرا . مهارت چگونگي عملكرد است و ميل خواسته ، انگيزه است . براي آن كه چيزي را در زندگي تبديل به عادت كنيم ، بايد داراي اين سه ويژگي باشيم .

 

زنجيرة بالندگي

اين هفت عادت مجموعه اي از دستورالعمل هاي مجزا و مرحله به مرحلة ملال آور نيستند . با هماهنگي با قوانين طبيعي بالندگي ، اين عادت ها باعث نگرش خلاق ، مداوم و بسيار سازگار در جهت بهبود كارايي فردي و ميان فردي مي شود . آنها به طور خودكار به سوي زنجيرة بالندگي سوق مي يابند و از وابستگي به استقلال و در نهايت به همبستگي و اتكاي متقابل مي رسند .در زنجيرة بالندگي وابستگي ، الگويي از خود شماست . تو از من مراقبت مي كني ، مطابق ميل من رفتار مي كني و من تو را براي كسب هر نتيجه اي سرزنش مي كنم .

استقلال الگوي من است . من مي توانم اين كار را انجام دهم ، من مسئول هستم ، من متكي به خود هستم و در نهايت من انتخاب مي كنم .همبستگي و اتكاي متقابل الگوي ماست ، ما مي توانيم اين كار را انجام دهيم ، ما با هم مشاركت داريم ، ما مي توانيم با همبستگي و يكي كردن توانايي ها و مهارت هاي مان همه با هم اقدام به ايجاد چيزي بزرگ تر و والاتر نماييم .

تعريف كارآمدي

اين هفت عادت ، عادت كارآمدي هستند و چون مبناي اصولي دارند ، نتايج بسيار مفيد و طولاني مدتي مي دهند . اين عادات پايه هاي شخصيت فرد را استوار مي سازند و چنان مركز بهبود رفتار فرد را توانمند مي كنند كه او مي تواند با فزايش كارايي مشكلاتش را حل كند ، فرصت هاي بيشتري به دست آورد ، به طور مداوم بياموزد و از اصول ديگر درجهت رشد معنوي خود بهره مند گردد .اينها عادات كارآمدي هستند ، چون بر مبناي الگوهايي كه با قانون طبیعي هماهنگي دارند ، قرار گرفته اند . قانوني كه من آن را « تعادل طلايي » ناميده ام و بسياري از افراد آن را ناديده مي انگارند . اين قانون را به راحتي با به خاطر آوردن داستان غاز تخم طلاي ازوپ مي توانيد به خاطر بسپاريد .

تعادل طلايي

كارآمدي در تعادل نهفته است . همان چيزي كه من تعادل طلايي مي نامم و در آن به فرآوري و ايجاد نتايج مطلوب كه همان تخم طلا است اشاره دارم .نكتة ديگر مستتر در آن ، توانايي يا ظرفيت فرآوري و توليد است ، توانايي يا ويژگي اي كه تخم طلا ايجاد مي كند .برقراري اين تعادل ، تعادل ميان تخم طلا ( فرآوري و توليد ) وسلامت و سعادت غاز ( ظرفيت و توانايي فرآوري و توليد ) اغلب دشوار است ، اما به نظر من اين يكي از اساسي ترين نكات كارآمدي است . اين عملكرد بين امور كوتاه مدت و بلند مدت تعادل بر قرار مي سازد .تعادل طلايی جوهرة اصلي كارآمدي است و در عرصه هاي مختلف زندگي نقش خود را نشان مي دهد . ما مي توانيم از آن بهره مند شويم يا بر خلاف آن عمل كنيم ، اما به هر حال وجود دارد . فانوسي است كه بر سر راه قرار دارد . اين همان تعريف و الگويي از كارآمدي است كه هفت عادت اين كتاب مبتني بر آن است

 

«« تعیین اهداف شخصی »»

تعریف پویشگری

موهبت هاي خاص انساني ، ما را برتر از حيوانات مي سازد . اين كه تا چه حد اين موهبت ها را گسترش دهيم و از آنها استفاده كنيم ، ما را در رسيدن به مقام يگانة انساني ياري مي رساند . ميان انگيزه و پاسخ ، بزرگ ترين توانايي انسان ، قرار دارد .

اولين و مهم ترين عادت انسان كارآمد در هر محيط و شرايطي پويشگري است .

پيشگام و مبتكر باشيد

سرشت اساسي ما ، خود عمل مي كند نه اين كه چيزي بر آن تحميل شود . اين امر نه تنها توانايي انتخاب پاسخ متناسب با شرايط را مي دهد ، بلكه امكان ايجاد شرايط جديد را هم براي ما فراهم مي كند .

پيشگام بودن به معناي تحميل ، خشونت و پافشاري نيست ، به معناي شناخت مسئوليت در تحقيق مسائل است .برقراري تعادل طلايي درزندگي دليل پيشگام بودن و ابتكار است . ايجاد اين هفت عادت هم چنين است . با بررسي شش عادت ديگر در خواهيد يافت كه همة آنها مبتني بر توانمندي عضلات پويشگري شما هستند . هر كدام از آنها براي عمل كردن مسئوليتي ايجاد مي كنند . ما مسئول كارآمدي خودمان هستيم ، مسئول خوشبختي خودمان و در نهايت مسئول شرايط زندگي خودمان .

اين كه بدانيم مسئول هستيم ، مسئول كارآمدي و عادت هاي ديگر و اين كارآمدي نيازي بنيادي است .

در ذهن خود به پایان فکر کنید

اساسي ترين روش براي استفاده از شيوه « در ذهن خودبه پايان فكر كنيد » . ايجاد تصوير ، تصور يا انگاره اي از پايان كارها به عنوان مبناي داوري يا ملاك و مقياسي است كه با آن چيزهاي ديگر را بسنجيد . با درنظر داشتن اين پايان در ذهن ، مي توانيد مطمئن باشيد كه كارهايي كه روزانه انجام مي دهيد ، آن معيارو مقياس والا و برتري را كه در ذهن داريد نقض نمي كند و هر روز از زندگي شما گامي است در جهت رسيدن به آن تصوير كلي كه از زندگي خود ترسيم كرده ايد .در ذهن خود به پايان فكر كردن به معناي داشتن دركي روشن ازهدف است ، به اين معناست كه به كجا خواهيد رفت و از اين رو موقعيت خود را بهتر مي شناسيد ، اين كه اكنون كجا هستيد و درنتيجه هر گامي كه بر مي داريد در مسير صحيح خود قرار دارد .

بيان رسالت فردي

در مسير بهبود خودآگاهي ، بسياري از ما متوجه الگوهاي ناكارآمدي مي شويم ، عادت هايي كه عميقاً در وجود ما ريشه دوانده و بسيار ناشايست اند وبا ارزش هاي زندگي ما كاملاً در تضاد و ناسازگار هستند . ما مسئول و توانا هستيم كه از تصور و خلاقيت خود استفاده كنيم و الكوهاي جديدي بسازيم ، الگوهايي كارآمد و سازگار با ارزش هاي عميق درونيمان و با اصول صحيحي كه به اين ارزش ها معنا مي بخشند .كارآمدترين روشي كه من براي روش « در ذهن خود به پايان فكر كنيد » مي شناسم ، بيان فلسفه يا باور شخصي است . اين روش بر آنچه مي خواهيد باشيد ( شخصيت ) و مي خواهيد انجام دهيد ( عوامل و دستاوردها ) و ارزش ها و اصولي كه اين گونه بودن و اين گونه انجام دادن بر مبناي آن شكل ميگيرد ، استوار است .

آن چه درمركز است

هر چيزي كه درمركز زندگي شما قرار دارد ، منشأ امنيت ، هدايت ، آگاهي و توانايي است . اين چهار عامل پيوند عميقي با يكديگردارند . امنيت و هدايت صحيح ، دانش حقيقي به ارمغان مي آورد و آگاهي ، عامل يا واسطه اي است براي رها شدن نيرو يا توانايي صريح و بالفعل آن . وقتي اين چها عامل موجود باشد و با هماهنگي و سرزندگي عمل كند ، نيروي عظيمي ازشخصيتي والا مي سازد ، شخصيتي متعادل و منسجم كه به زيبايي هماهنگي دارد .

شناخت اهداف و نقش ها

اهداف ونقش ها به رسالت شخصي شما جهتي منسجم و منظم مي دهند . اگر هنوز به رسالت شخصي خود پي نبرده ايد ، بهترين موقعيت براي شروع همين حالاست . فقط بايد اهداف مختلف زندگي خود را بشناسيد و درهر زمينه يك ، يا دو يا سه نتيجة مهم را كه احساس مي كنيد بايد به آن برسيد ، انتخاب نماييد تا دورنمايي كلي از زندگي و احساسي ازقرار گرفتن درمسير صحيح پيدا كنيد .

نيروي ارادة مستقل

علاوه بر خودآگاهي ، تخيل و آگاهي ، چهامين موهبت انساني – ارادة مستقل – به راستي مديريت فردي را ممكن مي سازد . درزندگي روزمره مقدار بهره گيري از ارادة مستقل متناسب با كمال شخصيتي ما ، خود را نشان مي دهد . رسيدن به كمال اساساً ارزشي است كه خواستار آن هستيم . در واقع كمال ، توانايي ايجاد و حفظ تعهد به خودمان است ، اين كه ذهنيت مان را عملي كنيم ، كمال افتخاربه خويشتن انساني است  بنيادي ترين بخش اخلاق فردي و جوهرة رشد پويشگرانه .

مديريت زمان

اساس بهترين نوع تفكردر زمينة مديريت زمان در همين يك جمله بيان مي شود :

تنظيم و اجراي اولويت ها .

واسپاري

ما تمام كارهايي را كه بايد انجام دهيم از طريق واسپاري عملي مي سازيم ، با واسپاري به زمان ، يا به ديگران . اگر امور را به زمان واسپاريم ، به كارايي فكر مي كنيم و وقتي به افراد ديگر وا مي سپاريم ، به كارآمدي انديشيده ايم . واگذاري مسئوليت به افراد زبده و كارآزموده اين امكان را براي شما فراهم مي آورد تا انرژي خود را درفعاليت هاي مهم تري به كار بنديد . واسپاري به معناي رشد ، هم ازنظر شخصي و هم از نظر سازماني است.اعتماد والاترين انگيزة انساني است و باعث بروزبهترين ويژگيها درافراد مي شود ، اما اين امرنياز به زمان و شكيبايي دارد و نبايد از لزوم تربيت و آموزش افراد براي افزايش ظرفيت و توان اعتماد پذيري آنها صرفنظر كرد .

«« ایجاد روابط »»

الگوهای همبستگی

وقتي مستقل ، يعني پويشگر و پيرو اصول و ارزش هاي صحيح شديم و توانستيم برمبناي اولويت هايمان در زندگي با استفاده از واسپاري برنامه ريزي و عمل كنيم ، دراين مرحله است كه مي توانيم و همبستگي را انتخاب كنيم . مي توانيم روابطي سرشار ، ماندگارو بسيار با ديگران برقرار سازيم .

حساب بانكي عاطفي

بگذاريد شش سرمايه اي كه حساب بانكي عاطفي را انباشته مي سازد ، نام ببرم .

درك ديگران : تلاش براي درك واقعي فرد ديگر ، شايد يكي از مهم ترين سرمايه هاي شما و پيش درآمدي براي هر بازگشايي سرماية ديگري باشد .

توجة به جزئيات : مهرباني ها و محبت هاي پيش پا افتاده بسيار مهم هستند . بي احترامي ، بي مهري و حتي بي علاقگي باعث كم شدن مقدار قابل توجهي از سرمايه شما خواهد شد . در رابطه با انسان هاي ديگر چيزهاي كوچك نقش هاي بزرگي ايفا مي كنند .

پايبندي به تعهدات : وفاداري يا تعهد به قول و قرارها يكي از بزرگ ترين سرمايه هاي شخصي است و خلف وعده و يا ناديده انگاشتن تعهدات ضرر هنگفتي به سرماية شما وارد مي سازد .مردم به قول ها و تعهدات دل مي بندند ، به خصوص به تعهداتي كه اساس زندگي آنها را تشكيل مي دهد . عدم شفاف سازي انتظارات و توقعات ويكي ازدلايل مشكلاتي كه در روابط انسان ها پديدار مي شود ، ريشه در ناسازگاري و ابهام در انتظارات ما از اهداف و خواسته هايمان دارد .ما با فرض اينكه انتظارات مان را ديگران به خوبي فهميده اند و در جهت عملي شدن آنها با ما همكاري خواهند كرد ، شرايط بسيار بدي را در روابط خود باانان به وجود مي آوريم

ابراز بزرگواري : بزرگواري و رفتار درست و شايسه موجب اعتماد مي شود و اساس سرمايه هاي ديگر را تشكيل مي دهد . بزرگواري شامل صداقت و درستي هم مي شود ، اما ارزشي فراتر از آن دارد .وقتي از حساب بانكي عاطفي تان سرمايه اي كم مي كنيد ، بايد عذرخواهي كنيد و اين كار را صميمانه و صادقانه انجام دهيد .

روابط ميان فردي

روش برنده : برندگي فقط يك روش نيست ، بلكه فلسفة كامل روابط انساني رامي سازد . در واقع يكي از شش الگوي رابطة انساني است .

الگوهاي ديگر عبارت اند از :

برنده – بازنده ، بازنده – برنده ، بازنده – بازنده ، برنده – برنده و يا فقدان هر نوع ارتباط .

برنده – برنده : اين الگوي زندگي را به صورت مشاركت مي بيند نه رقابت . بيشتر افراد به مفاهيم و تقسيم بندي هاي متضاد و مخالف با يكديگر مي انديشند . قوت و شعف ، خشونت و بي رحمي يا نرمس و مهرباني ، برنده يا بازنده ، اما اين نوع تفكر اساساً نادرست است . بيش از ان كه بر مبناي اصول باشد بر مبناي قدرت و موقعيت استواراست . برنده – برنده بر مبناي الگويي قرار دارد كه همه چيز را براي همه مهيا و در دسترس مي داند و موفقيت يك فرد به قيمت شكست يا ناكامي ديگري تمام نمي شود .

برنده – برنده ، هميشه به راه حل سومي باور دارد . اين راه من يا تو نيست ، راه عادت افرادي است كه توانايي همبستگي دارند . اين روش بهتري است ، راهي برتر .شيوة تفكر برنده – برنده تلاش و موهبت هاي فردي هر يك از افراد را ارج مي نهد و بر خودآگاهي ، تخيل ، آگاهي و ارادة مستقل در روابط با ديگران تأكيد مي ورزد . اين روش باعث يادگيري و تأثير و بهره گيري متقابل نيز مي شود .

 

جنبه هاي مختلف برنده – برنده

شما  به طور كامل به چيزي كه مي خواهيد دست خواهيد يافت . اگر ميخواهيد به هدف هاي خود برسيد و ارزش هايي را كه براي تان اهميت دارد عملي كنيد ، بايد براي اين ارزش ها و اهداف نام پاداشي تعريف كنيد

اگر اين نظام به طور اصولي تعريف و تعيين نشود ،شما مطابق باورها و حرف هايتان عمل نخواهيد كرد .

جوهرة اصلي گفتگوي اصولي ، جدا كردن فرد از مسئله است . تمركز بر علايق و موارد مورد نظر ، نه بر موقعيت ها و شرايط و ايجاد امكاناتي براي دستاورهاي مشترك و پافشاري بر معيارهاي واقع بينانه بلكه معيارها و اصول عيني كه هر دو طرف در مورد آنها اتفاق نظر داشته باشند .

 

رابطة همدلانه و عاطفي

اگر بخواهم تمام آن چيزي كه در زمينة روابط بين فرد ميدانم در يك جمله بسيارمهم خلاصه كنم بايد بگويم : در درجة اول در پي درگ ديگران باشيد تا شما را به خوبي درک كنند . اين اصل كليد رابطة كارآمد بين افراد مختلف است .

تشخيص پيش از تجويز

هر چند ممكن است اسن كار دشوار و پر مخاطره باشد ، اما ابتدا سعي كنيد بفهميد يا تشخيص ديهد ، پيش از آن كه تجويز كنيد . اين اصل در بيشتر زمينه هاي زندگي صحيح بوده و نشانة كمال تجربه است .

پيش ازبرخورد با هر مسئله اي ، پيش از ارزيابي ، تجويز ارائة راه حل ، پيش از آن كه تلاش كنيد نظرات خود رامطرح كيند ، سعي كنيد بفهميد .

 اين عادت قدرتمند ، همبستگي كارآمد است .

 

همكاري

اشتراك مساعي و همكاري جوهرة اصلي رهبري اصول گراست . شيوه بنيادين تربيت فرزند اصول گراست . اين امر والاترين و برترين نيزوهايدرون افراد را آشكار ، متحد و درها مي سازد .همكاري و تشريك مساعي چيست ؟ تعريف سادة آن يعني كل ، بهترو برتر از جزء است .اساس همكاري در ارزش نهادن بر تفاوت هاست . احترام به اين تفاوت ها ، تقويت توانايي ها و جبان ضعف ها و كاستي هاست .

همكاري و مشاركت مانند اين است كه افرادي به صورت گروهي و جمعي تصميم بگيرند الگوها و روش هاي كهنه را كنار گذارده و روش هاينويني تنظيم و تدوين كنند .ماهيت همكاري و مشاركت در ارج نهادن به تفاوت هاست . تفاوت هاي فكري ، عاطفي و رواني ميان افراد و كليد ارج نهادن به اين تفاوت ها درك اين نكته است كه تمام افراد جهان را نه آن طور كه هستند ، بلكه آن طور كه مي خواهند مي بينيد .فردي كه به راستي كارآمد باشد ، فروتن و متواضع است و محدوده هاي بينش و ادراك خويش را به خوبي مي شناسد و موهبت هاي عظيمي را كه در تقابل و كنش با قلب و ذهن انسان هاي ديگر به دست مي آورد ، بسيار ارزشمند مي شمارد .همكاري و مشاركت عادتي كارآمد واصلي درست است . اين الگوسرآمد دستاوردهاي تمام عادات گذشته قرار مي گيرد . اين كارآمدي در .اقعيت اتكاي متقابل و همبستگي است . اين همان كار گروهي و تلاش جمعي براي ايجاد يگانگي و خلاقيت با انسان هاي ديگر است .

 

«« رشد تدریجی »»

تعادل در بازسازی

جريان بازسازي فردي بايد درهر چهار جهت از وجود ما به طور متعادل پيش رود : جنبه جسمي ،جنبه معنوي ، جنبه ذهني و جنيه عاطفي – اجتماعي .

جنبة جسماني

جنبة جسماني شامل مراقبت كارآمد از جسم خود سات . خوردن غذاهاي مناسب ، استراحت كافي و آرامش و ورزش منظم .

جنبة معنوي

جنبة معنوي هستة اصلي وجود شماست . مرگز وجود ، تعهد شما به كل نظام ارزشي خودتان است.

جنبة ذهني

تحصيلات ادامة تحصيل و گسترش و گرامي داشتن دانش و گسترش معلومات براي بازسازي ذهني ضروري است .

جنبة اجتماعي – عاطفي

جنبه هاي اجتماعي – عاطفي زندگي ما درهم تنيده است ، چون زندگي عاطفي ما بيشتر « اما نه فقط » از روابط مان با ديگران سرچشمه مي گيرد .

امنيت دروني

امنيت دروني چگونه و ازكجا بهدست مي آيد  اين حس از چگونگي تفكر ديگران دبارة ما يا نحوة رفتار انها نسبت به ما حاصل نمي شود ، از كتاب هايي هم كه به دست ما رسيده است سرچشمه نمي گيرد ، و به شرايط و موقعيت ما هم ربطي ندارد .از درون ما مي آيد ، از اصول و الگوهاي صحيحي كه دراعماق دل و ذهن مان دروني پديدي دارد ،سرچشمه ميگيرد ، از همسازي و همنوايي دروني پديد مي آيد ، از زندگي درستكارانه و كاملي سرچشمه مي گيرد كه در آن عادت هاي روزمره ما بازتابي از عميق ترين ارزش هاي مان باشد .

مارپيچ متعالي

بازسازي يك اصل است . جرياني كه ما را براي حركت مارپيچ متعالي رشد و دگرگوني توانمند مي سازد ، پيشرفتي مداوم و هميشگي .آگاهي موهبتي است كه خمسازي وهماهنگي وجود مار را در مي يابد يا به دوري ما از اصول صحيح پي مي برد و ما را به سوي آنها سوق مي دهد ، البته اگر ورزيده و سامان باشد .

باز هم از درون به بيرون

دگرگوني : دگرگوني راستين از درون به بيرون است . اين كار زدودن شاخ و برگ رفتار ومنش با روش هاي سريع  اخلاق فردي نيست . اين كاري ريشه اي است ،چيزي از جنس انديشه ، جوهرة وجود و الگوهايي كه شخصيت و ويژگي ها ي ما ار تعريف مي كنند و ديدگاه ها و نگرش ما را به جهان شكل مي دهند من از امر سون نقل مي كنم : « كاري را كه مصرانه مي خواهيم انجام شود ، آسان تر است ، نه به اين دليل كه ماهيت كار تغيير يافته ، بلكه توانايي ما براي انجام آن بيشتر شده است » . در زندگي با تمركزبر اصول صحيح و ايجاد تعادل ميان عملكرد و افزايش كارايي ، در رسالت خلق زندگي كارآمد ،مفيد و سرشار از آرامش ،توانا خواهيم شد ... هم براي خودمان و هم براي آيندگان۵/۳/۱۳۸۵

منبع : http://www.jadidtarin.com

نويسنده محمود زارع | لينک ثابت | موضوع: ﷼ >از آنجور حرفا !!!!﷼ |







درج لینکها و مطالب دیگران لزوما بمعنی تایید آنها از سوی این پایگاه نمیباشد
Mahmood Zare
New Page 1 New Page 1
.:: Contact US - Main page ::.
ارسال خبر / مطلب
نام و نام خانوادگی:
آدرس ايميل(E.mail):*
متن پيام  :*