تبليغاتX
آبگینه ساری - سرتیترهای چند خبر در هفته های اخیر و مخیر

آبگینه ساری

اینجا هر آنچه در آنطرف هم اگر باشد نیز پیداست " محمود و فاطمه زارع "

سرتیترهای چند خبر در هفته های اخیر و مخیر

                تابستان 87

          www.mzare.ir

  1. سعی ساعی باعث شد که وی با کسب سه مدال در سه المپیک در ایران تنها گردد! تنها مدال زرین ایران در المپیک چین بر گردن فراز این فرزند غیور و نجیب ایران درخشید. نزدیک به 60 نفر ورزش کار رفتند و یک طلای ساعی و یک برنر مراد محمدی ساروی ایران را به مقام 51 رساند !! پاداش سعی ساعی پاداشی زرین بود که با قامتی ایستاده عمود بر سکوی افتخار با پرچم افراشته کشورش بالا رفت و اما بقیه چی ؟ مقصران ورزشکار در میدان دراز شدند و اوت و از دور اخراج ؛ اما از بین کسانی که مسئول بودند چرا کسی دراز نشد ؟! لااقل برای مرهم نشاندن بزخم دل میلیونها پیر و جوان غیور ایرانی حق مقصری را کف دستش می گذاشتند !! 
  2. میگویند تسهیلات بانک مسکن به 30 میلیون تومان رسید اما معلوم نیست کی و چطور میدهند. خدا نصیب کس نکند که کار آدمی به بانکهای ایران بکشد.  
  3. آمریکا 5000 کیلومتر راه طی کرد و نائره جنگ در عراق را برپا کرد ؛ روسیه هم در بیخ گوش خود نخواست که یک مهره خودفروخته به غرب ( ساکاشویلی  مالیخولیایی متجاوز) را تحمل کند. حالا آمریکا میگوید دوره تجاوز بسر رسیده است ؟!!! مردم را احمق گیر آورده اند یا خودشان اینجوریند ؟!
  4. روسیه استقلال اوستیا و آبخازیا را برسمیت شناخت . جنگ سرد دوباره شروع شد.
  5. گویا صفر اسکناس را برداشتند و میخواهند واحد پول ملی را تغییر دهند. از این راه شاید بالاخره این پولها بر سر سفره کوچک ما جای بگیرد !
  6. هشدارعالیترین مرجع جهان تشیع حضرت آیة الله العظمی سیستانی : ننگ ابدی در صورت امضای تفاهم نامه از سوی عراقیها با آمریکا بصورت نشان خواهد شد ! چی نوشتم !!
  7. یک خبر هم از نوع غیر معمول!البته غیرمعمول بزبان ژورنالیستهای چاپلوس قدرت  :  یک مادر رنج کشیده روستایی درحالی که در پی یک سکته به کما رفته بود در بیمارستانهای دولتی ساری (یکشب همینطور روی تخت چرک دار اورژانس بیمارستان امام خمینی ساری در همان حالت سکته مغزی و کما افتاده بود و فردایش با هزار پارتی و اشنا توانستند در بیمارستان دولتی دیگر – بوعلی ساری - جایی بگیرند . آخه پول نداشتند که به بیمارستانهای تجاری شهر ببرندش و هنوز گویا نفت بر سر سفره واقعا خالی این خاله عزیز ما نرسیده بود! ) با زحمت پذیرفته شد و با رقت هم جان سپرد . درگذشت مرحومه مغفور مظلومه کشاورز و زحمتکش یعنی خانم ام لیلای شفاهی را تسلیت عرض میکینم. این خانم مظلومه نزدیک به 80 سال کار و زحمت و تلاش طاقتفرسا برای تنها سیرشدن در این مملکت پرنعمت ! ؛ در زمینهای زراعی پشت میز ننشست و امضا نکرد بلکه با هوکا و فوکا و بیل و داس زمین احیاء کرد . بیمه و بازنشستگی حتی در دولت علوی هم نداشت و حتی حالا که مریض شد نتوانست برای جانش جرات کند که به تجارتخانه شخصی برود تا بلکه کسی ، پرستاری ، پزشکی ، دربونی پاسبونی ... باشد تا در قبال اخذ پول ، لااقل بدون توهین و اخم و تاخم ، کمی تا قسمتی محترمانه تر جوابت را بدهند که مثلا دکترش کیست ؛ مشکلش چیست ؛ چکار باید کرد ؟ وگرنه در بیمارستانهای دولتی نه تنها بیشتر موقع جواب نمی دهند و تحویلت نمی گیرند و اگر که مثلا در سوال جدی تر شدی ، یک پاسبان پلیسی یقه ات را می چسبد و بعضا با مشت به دهنت هم میزند ...

اصلا « مگر همیشه باید اخبار نام و نشان دارها را بنویسیم . حضرت فلانی سرفه فرمودند ! آقای پوتین چکمه پوشیدند و پرزیدنت جرج در باغ شخصی تکزاسش لورا خانم را در آشپزخانه در هنگام سرخ کردن بادنجان یاری داد ! آقای گورباچف ، گور باباش که در پی مشکل گرجستان هی تحلیلهای چف چفی پروستریکایی می چفد و .... »

  1. در برایر اینهم یک خبر مشابه البته باب طبع روزنامه نگاران موجود : آبی ناتان 81 ساله مرد . وی یک اسراییلی بود که درسال 1927 در ایران بدنیا آمد و در این روزها در اسراییل مرد ! میگن وی گویا برای صلح جنگ هم میکرد ! بعدها رادیو صلح را با جملاتی مثل : شالون ، سلام و پایه گذاری کرد ! .... نی سی تی = من کوشیدم !
  2. کی به کیه ؟!! کلاسشون و ادعاشون مارو کشته ! قضیه مشکله رفت و آمد سیل و سومالی در کاترینا و دارفور : دارفور به سومالی رفت و سیل هم آمد در کاترینا!! خبرگی سیاست خارجی جنّ مک کین کاندید جمهوری خواهان در آمریکا برای کاخ سفید بالاخره معلوممان شد. خبر دادند : جنّ مک کین در پاسخ به سوالی درباره بحران دارفور مدتی مکثی کرد و گفت ( نقل به مضمون ) باید دارفور در سومالی .. فلان شود و بهمان ! قابل ذکر است که دارفور در سودان قرار دارد نه سومالی ! سیل اومده در کاترینا !!! این آقایان دنبال دارفور در سومالی میگردن ! مهمترین بهانه حمله به اون آفریقایی الاصل ( اوباما ست ) از سوی این جنگ طلب بالفطره یعنی جن مک کین ، این بود که او یعنی اوباما ، بی تجربه هست و در سیاست خارجی شناخت درست درمونی ندارد ! دو میلیون آواره و صدها هزار کشته محصول بحران دارفور بود !
  3. حرف حرف می آورد و با این واقعه ای که بیان شد برایم مسائلی مرتبط و مشابه تداعی شد . تعجبی ندارد باور کنید الآن مدیرانی در دستگاههای اجرایی مازندران هستند که هنوز نمیدونند که گاز را با " ز " می نویسند یا با " ذ " ! من خودم خدا میداند که بارها اینرا شاهد بودم همچنان هستم. مثلا یکی دو نمونه را عرض کنم که : پرینت را مینویسد " پنیت " یک ارجاع این آقایی که الآن مدیرشده و مورد وثوق رییس اصلی تشکیلات هم هست و هر روز رشد هم میکند البته رشد سطحی . برای یک خواسته اداری که میخواست دستور دهد که از نسخه جاری یک کپی یا پرینت برایش بگیرند نوشت : – با سلام و علیکم و رحمة الله با لطف و ممنون از تشکر؛ با متن جاری یک بار پنیت بگیرید تا من ملاحظه نمایم  خوب است – والله این عین دستوری است در هامش یک نامه ارجاعی اداری از سوی کسی که تمامی کار ب .... یک دستگاه مهم استانی در اختیارش هست ! یا اگر یک کارمندی گزارش مثلا ماموریتی نوشته بود در ذیلش نوشت : - اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم . خوشم آمد ملاحظه کردم بسیار با تشکر خوب بود والسلام علیکم و رحمه الله و برکاة – این از نوشته هایش . از صحبتهای کارشناسی ؟! که نگویید و نپرسید! دلم برای مردم و ملتی که اینها مدیران و برنامه ریزانش هستند میسوزد و خدا به نک و نوه هایمان رحم کند. هر روز هم بیشتر مورد عنایت آقای رئیس میشود . خوب ظاهرا بزرگان گفته اند که کبوتر با کبوتر باز با باز ! چرا اینو نوشتم ؟!! بالاخره منم مازندرانیم دیگه ! نه ؟!
  4. فقط یک " ست " کم آورد وگرنه .... اوباماست :  پنهان نباید کرد که خیلی ها ازجمله بعضی مسئولین سیاسی ما اون اوایل که باراک حسین اوباما چهره شد خوشحال شده وغش ریسه هم میرفتند و از شما چه پنهان ، اشارة و خلاصه بگویم که معتقد بودند؛  اوباماست ! حتی شجره نامه کیهانیش هم به بوشهر ما رسیده بود ست! جملاتی که باعث نشاط این گروه میشود از این دست میتواند باشد مثلا : سیاهی روزگاری در سرزمین نژادپرستان گفته بود : من یک رویاء دارم و امروزه این رویا گویا تعبیر شده است !  تعبیر رویای مارتین لوترکینگ در باراک حسین اوباماست !
  5. یک بنده خدایی که بعد از 30 سال تلاش و طرح و نقشه و زحمت بالاخره به جایی رسید و وزیر شد اما حسودان سیاسی و حتی غیرسیاسی غوغا کردند و مرز شکسته و گویا مسائل خصوصی وی را هم بیرون ریختند و حتی مدارک دانشگاهی وی را هم باطلاع همه مردم رساندند که جعلی است مثلا ! حال بگذریم از آنجور حرفایی را هم که ناقلاهایی زدند که جوانمردی نبود . شاید بعضی از این اقایان هم خودشان آنجورحرفا درباره بعضی هاشان در قبل از انقلاب مصداق ملموستری و در ابعاد حجیمتری با کمیت و کیفیت بیشتری هم بود و نمود پیدا کند ، منتها حالا شانس آورده اند و گیر نیفتاده اند و صد البته مهمتر از همه اینکه در مازندران نبودند که گیر حسود و بخیل بیفتند . اگه مردند و راست میگین و جرات دارن ،  بیایند مازندران تا بهشون بگیم که یک من ماست چقدر کره داره و ببینند که معجزه وار در عرض چند روز پرونده ای برایش درست کنند از مثنوی هفتاد من کاغذ هم قطورتر !! بله مازندران و ما ادریک المازندران ؟!!.... حالا خوشبختانه این بنده خدا بلطف دوستان واقعا دوست و رفیق روزهای خاکستری یا روزهای تنگش ؛ همچنان قرص و محکم در جایش غرس و محکم ایستاده است ؛ قرص و استوار همچون چنار نه بید مجنون که به باد امروزی بلرزد و به چوب الفی بترسد و جا خالی کند مثلا !!! بقول بعضی ها کار را حالا باید به " کردان " سپرد ! راست گفتند که عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد چون از قبل این ماجرا خوشبختانه خیر قضیه در این شد که آقا محمود خان گل ما ، دستور داده که حالا که اینطور شد و کار بدینجا رسید ، مدارک تحصیلی همه مدیران دولتی باید ارزیابی شود ! منم میگم ؛

اولا - خدا کند که در این حیث و بیس ،  اصل قضیه فراموش نشود ! منظورم این است که دولت بمعنی فقط یک قوه و مثلا دستگاههای اجرایی نباشد و بلکه کل سیستم را شامل شود یعنی در همه قوای کشور و

ثانیا - همه کسانی که مدیرند در هر جا ، مدارکشان ارزیابی شود و

ثالثا - کاش روزی بجایی برسیم که لااقل هر سه چهار سالی هم که شده یک بار هم ارزیابی کیفی در مدارک و مدارج بشود چون علم و توسعه علم ، روزافزون است نه مثل قدیما سال افزون و یا قرن افزون !

رابعا - حالا خوب هم شد چون دیگه کردان بیچاره در این مصیبت تنها نیست .

خامسا -  این بیت شاعر لباس تحقق می پوشد که : گر حکم شود که مست گیرند ....... در شهر هر آنچه هست گیرند !

سادسا - عدو شد سبب خیر اگر خدا خواهد چون قرار شد همه کاغذها بررسی شود و قطعا بعضی از آنها هم پاره شده و حکم کاغذ پاره بر آنها میخورد .

.... - و بر این سبیل گر حکم شود که جاعل گیرند ...... در خیلی جاها ،  اکثر بزرگان – البته بزرگی در کاغذ؛ نه لزوما بزرگی به اون معنای ماهوی خویش – را گویا باید بالا و پایین کنند. و این بزرگی را ازبعضیشون  حتما میگیرن . چون اون بزرگی که در، کاغذ بزرگ است ، با گرفتن و یا مثلا پاره شدن کاغذ یا همون کاغذپاره ، بزرگی شان هم پاره میشه و از بین میرود . چون بایستی بزرگی اصیل ، به فضیلت باشه نه حکمی در کاغذپاره که معمولا اینطور مینویسند : جناب آقای مهندس / دکتر / حاج آقا/ ... / فلان ... نظر به .... و نظر به برجستگیهایی را که در ...و  شما می بینم جنابعالی را به مدیریت و ... فلانجا منصوب میکنم و قس علیهذا ...

و میتوانیم نتیجه بگیریم که پس آنکس که بافضیلت تر است بزرگتر است ، نه آنکس که بزرگتر است پس باید بافضیلت تر هم باشد !  لیس الافضل هوالاکبر بل الاکبر هوالافضل ! نیست بافضیلت تر ، آنکس که بزرگتر است ، بلکه بزرگتر آنکس است که با فضیلت تر است . مثل اینکه بالاخره روایت را درست نوشتم .

من پیشنهاد میکنم که دولت این موضوع را جدی گرفته و در پالایش سیستم از تمسک به کاغذپاره ها که بالطبع شخصیتهای کاغذی می آفریند اقدام موثری بنماید و نهضتی را شروع کند تا چهره علمی گاها مخدوش شده کشور را بپیراید !

  1. ناقلا در برابر ناتو : کلوخ انداز را پاداش میتونه سنگ باشه ! تشکیل جلسه سازمان همکاریهای شانکهای : اعضای ناتو حواسشونو جمع کنن ، بیشتر از این ناتوبازی درنیاورن ؛ این سازمان میتونه به یک ناقلایی در برابر اون ناتو تبدیل بشه . جدای از متن دکوری جلسه رایزنیهای در حاشیه گویا زیاد بود ! 
  2. موشک جواب موشک : دیروز آزمایش موشک فلان روسی در برابر سامانه سیستم دفاع موشکی یانکی ها که قراره در لهستان نصب کنند . روسها هم با این کار هم به آمریکایی ها گفت ... و هم به لهستان گفت " له " ات میکنم !  این ویتالی چورکین نماینده روسیه در سازمان ملل ، عجیب ادیبی است و ما نمی دانستیم واقعا . چقدر استهزاء کننده هم حرف میزند . ناکس حال یانکی ها رو خوب میگیره .

 

www.mzare.ir

سایت ساری

 

 

+ اقدام شده در  جمعه 29 شهریور1387ساعت 6 قبل از ظهر  بوسيله محمود زارع  |