تبليغاتX
آبگینه ساری - زندگي دنياوي جز خوابي و خيالي بيش نيست

آبگینه ساری

اینجا هر آنچه در آنطرف هم اگر باشد نیز پیداست " محمود و فاطمه زارع "

زندگي دنياوي جز خوابي و خيالي بيش نيست

 

                                  بنام آنكه ما را آفريد

              و فرمود زندگي دنياوي جز خوابي و خيالي بيش نيست

     اگر بي نهايت عدد را روي هم بگذاريد ( آيا ميدانيد ) كه به يك هم نمي رسد؟

     اگه قبول نداريد به منطق زير توجه كنيد:

                                                       1< x  = 1    + ... +  1 +   1   +  1  + 1

                                                                   n                32    16      8      2

هر چي كه بشه [ ( مثلا x هر چي بشود ) ميشود ... 1x <  ] حتي يك (1) هم نميشود.

     پس اينطور نيست كه بي نهايت چيزها ( عدد ، ذره و... ) روي هم ، چيزي ميشود! نه حتي يك هم نميشود.

     عبارت از آنچيزي كه ... نميدانم چي مي خواستم بگم.

     خدا را كي آفريد؟ اين سوالي هست كه فرزانه كوچولوي ما بدجوري اين شبهاي ماه رمضوني بما گير داده است و هي سوال پيچمان ميكند.

     خدا را من آفريده ام ! چون خداي خدا كه آفريد ني نيست مگر خدائي كه تو داري .

     چون خداي احد و يگانه كه آفريد ني نيست، مگه اينكه خدائي كه تو معتقدي.

     عدمي وجود نميشود و وجودي عدم نميشود.

     خودت ميفهمي كه چي ميگي ؟! ... فرزانه ام اينو بمن گفت!

     .....

     تنها چيزي كه بشر كم دارد و فكر مي كند كه بيشتر از همه دارد ، همان عقل است!

     بينه :  ميگن . خدا يك عقلي بتو بده و پولي هم بمن!؟!

     مدعي بي عقلي نيست يا مدعي كم عقلي!  از اكثر چيزها؛ از نداشتن يا كم داشتن گلايه مند ند اما از عقل؟!

     چيزي كه نداري، خوب نداري! نداري ديگه، اگه قابل داشتن بودي ، خوب مي داشتي؛ همينكه نداري ، يعني كه نداري و ( شايد ) نيايد مي داشتي!...

                                                    *****

            To be Or not To be, That,s Qestion "   " Sheckspear :   

                                                   *****

     حلال مشكلات ؟ ..... تنها و تنها ( در گاهي موقع ) تنها مرگ !

     ماشين چند عيبه ؛ اكثر جاها داراي اشكال ؛ چگونه بايد كليه مشكلش را يكجا حل كرد؟!

     تنها با انهدام و اوراق كردن آن !

     تنها طبيب مهم بشر ؛ مرگ است !

 

     شايد زندگي فعلي ( خواب ( بنظر ما ) طولاني آدم و حوا )  در بهشت باشد كه هنوز بيدار نشده اند. ميوه اي خوردند و هنوز خوابند و دارند بچه ها و نسلهاي بعدي خود را در خواب و رؤيا مي بينند و ما همان مصاديق رؤياهاي آنانيم!...

      ... و موقعي بيدار ميشويم ( آدم بيدار ميشود ) كه باد سرد يا باران تگرگي قيامت ( بيدار شدن ) بوزد و بيدار شوند كه بفهمند كه ؛ عجيب خوابي بود!

     اما مجازات چرا؟!  ... ميفرمايند كه در خواب ؛ دروغ نميتوان گفت. همانچيزي را ميخواستي كه در رؤيا ديدي  و باقي ماجرا. تازه آنوقت ميگويند كه تو لياقت نداري كه زندگي غير بهشتي داشته باشي ؛ برو عزيزم ، در همان بهشت كه در خواب تو بتو وعده داده بوديم.....

     همانگونه كه بچه ها از تاريكي مي ترسند ؛ بزرگترها از مرگ مي ترسند؛ چون مرگ را نميدانند كه چي هست( است ) . تاريكي است ؛ چيزي را نمي بينند. آدميزاده اگر در وسط يك اقيانوسي كه چهار جهت آن فقط آب باشد و آب و نشاني از خشكي نبيند و بيكرانگي اقيانوس را ببيند، ميترسد همانگونه كه در تاريكي چون چيزي را نمي بيند و بيكرانگي محض را ادراك ميكند، وحشت ميكند.

 

     اگه مرگ بيداري است، كه  هست ، پس آنچه كه زندگي مي ناميم ، خوابي بيش نيست.

     اگه ارزشت در آن است كه در آرزويش هستي و در خيالت ، رؤيايت و خواسته ات هست ؛ كه هست ، پس آنچه كه در اين خواب گران ( زندگي دنيا ) مي بيني ( بنام زندگي و... ) وزن شخصيتي توست و همان ترا لايق و سزاست كه ميخواستي و در آرزويش بودي .

     براي من ( نگارنده ) جالب و قابل تامل اين است كه ؛ در اين خواب هم ما خواب مي بينيم!  رؤياهائي كه در اين خواب و رؤيا بزرگ مي بينيم ؛ اين را ميتوان آيا همان بيداري ناميد؟!!

     در بيداري است كه ..... ما خواب و رؤياهامان را نبايد روياء بناميم. البته به نسبت اين خواب گران ( زندگي ) بلي رؤياست ، اما نسبت به رؤياي گران ( زندگي ) نه! ولي نسبت به رؤيا واقعيت اين رؤيا ...؟! آن زمين كشف ناكرده موعود....؟!

 

ناتمام ....

محمود زارع

+ اقدام شده در  جمعه 26 مهر1387ساعت 3 قبل از ظهر  بوسيله محمود زارع  |