تبليغاتX
آبگینه ساری - حسین (ع) ،محرم و ما- بررسی اجمالی عناصری از قیام عاشورا

آبگینه ساری

اینجا هر آنچه در آنطرف هم اگر باشد نیز پیداست " محمود و فاطمه زارع "

حسین (ع) ،محرم و ما- بررسی اجمالی عناصری از قیام عاشورا

 

بسمه تعالی

حسین (ع) ،محرم و ما

بررسی اجمالی عناصری از قیام عاشورا

 ( بخش اول )

       محمود زارع

تاسوعای 1430 ه .ق

   www.mzare.ir

بی شک اکثر قریب باتفاق شیعیان قوام و پایداری مذهب خویش را تا حدود بسیار زیادی مدیون امام حسین (ع) و قیامی که در ماه محرم به کربلا و عاشورا انجامید ، هستند .

اما در رابطه با واقعه عظیم عاشورا برای هر انسانی بخصوص ما شیعیان درسها و نکات قابل تامل و توجه فراوانی وجود دارد که قطعا زوایای آن برای همه ما آن روشنی و وضوح لازم را ندارد ، که لازم است محققین و پژوهشگران مسلمان نسبت به استخراج منابع اعتقادی و دینی از جریان عاشورا مسئولانه تر دست به اقدام بزنند

این قلم البته مدعی چنین امر بزرگی نیست اما متناسب با توان و بضاعت و بخصوص تعهدی که در این ماه گرامی احساس نموده سعی دارد نسبت به تبیین بعضی از این زوایای تا حدودی کمتر بررسی شده اقدام تا انشاء الله ضمن ادای دین برای مخاطبین محترم مفید فائده افتد .

مهمترین اثر جریان عاشورا امکان الگوبرداری از آن بخصوص در شرائط نابرابر برای هر فرد یا ملتی میباشد.

چنانکه میدانید این روزها مقارن است با هجوم وحشیانه مترسک دنیای تفرعن و استکبار ( یعنی رژیم صهیونیستی اسراییل ) به مردمی مظلوم و تهیدست در نوار غزه . اگر به موضوع مربوطه توجهی کافی نموده باشید بسهولت مشاهده خواهید کرد که یک طرف تشکیل شده از شیاطینی که با تمامی امکانات ارتباطی و تبلیغی و سیاسی و نظامی ( تسلیح و تجهیز شده از سوی دنیای استکباری ) و دیگر سو مردمی مظلوم و محروم حتی از امکانات اولیه زندگی ، در محاصره کامل دشمن آشکار و پنهان ! مسلم است در چنین شرائطی دو راه باقی نمی ماند . یا باید تسلیم شرائط نابرابر شیطانی شد و با ذلت تمام دست تسلیم را بر سر برد ؛ آنطور که صهیونیستهای خبیث میخواهند و یا باید که ایستاد و مقاومت کرد . بدیهی است چنانچه گروهی یا ملتی بخواهد  راه دوم ( مقاومت و ایستادگی) را انتخاب کند ؛ بایستی به الگوهای موفق تاریخی مراجعه نموده و با تاسی و الگوبرداری از آن بتواند راه مقاومت خویش را هموار کند و با آموزه های روشن آن الگو به مقابله برخیزد.

امام حسین (ع) و جریان کربلا و عاشورا روشن ترین و بهترین نمونه تاریخی بخصوص برای مسلمانان بوده و می باشد .

اگر گروه های مقاومت اسلامی در فلسطین همچون حزب الله لبنان راه امام حسین (ع) را برگزیده و با درایت ، معرفت و ایمان پرچم امام حسین (ع) را در دست بگیرند قطعا نه ذلیل خواهند شد و نه تسلیم . در این راه یا تسلیم و هزیمت  و عقیب نشینی مزبوحانه دشمن و شاید هم کشتن غارتگران وحشی با نصرت الهی ، رقم میخورد و یا کار با شهادت افتخار آمیز مظلومان مورد هجوم واقع شده صحنه می یابد ، که البته در منطق اسلامی و نیز در مکتب امام حسین (ع) شهداء زنده جاویدند و مرگ و مردنی در کار نیست مگر آنکه اولا اعتقادی به راه خویش و ثانیا به قرآن نداشته باشیم .

در هر حال همچنانکه عقول سالم بشری لشکر امام حسین (ع) را شکست خورده نمیدانند ؛ شکستی برای رهروان راه حسینی وجود نخواهد داشت .پس تاکید و توجه مخاطبین به الگو بودن امام حسین (ع) از اهمیت بخصوصی در شرائط کنونی ( که دنیایی شیطانی که ساخته شده سران آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان و بعضی دیگر از عنترهای مرعوب شده و دست آموز آنان میباشد ) برخوردار میباشد !‌

با این حساب بنظر اینجانب اگر نهضت مقاومت اسلامی در فلسطین یعنی حماس با توجه به تقارن این جریان با ماه محرم بخصوص دهه نخست آن از چنین الگویی بصورت اعتقادی و عملا استفاده نماید ضمن آنکه روحیه ای مضاعف خواهند گرفت قطعا پایان کار را – تحت هر شرائطی و با بوجود آمدن هر گزینه ای - با عزت و افتخار رقم خواهند زد !

ما در سطور آتی به بعضی از عناصر زنده تر و روشن تر جریان عاشورا بصورت گذرا اشاره نموده تا انشاء الله در فرصتی دیگر به بررسی جامعتر آن بپردازیم .

 

1- ذلت ناپذیری :

این شعار کوتاه اما جاودانه امام جاودانه ما در گوش اکثرمان همچنان طنین انداز است که « هیهات منا الذله » ! این شعار باید پرچم هر مبارز آزادیخواهی را که برای حق و عدالت برخاسته و بر علیه ظلم میجنگد ، مزین نماید . چون مساله ذلت ناپذیری اصالتا امری فطری بشر میباشد چنانکه بر روی نمونه های عینی و واقعی آن تاکید و توجه شود ضمن آنکه تذکری مفید و مورد نیاز برای بشر گاها غافل میباشد ، موجب تسلیم ناپذیری در برابر هر زیاده خواهی و زورگویی خواهد شد .

اگر آدمی تنها به همین مساله – یعنی توجه به عزت خویش بخصوص از آن حیث که آزاد آفریده شده و عزیز کرده خداوند عالم است – عنایت کافی را داشته باشد قطعا دنیای بهتری خواهیم داشت که در آن زورگویان بدین سادگی در برابر چشمان میلیاردها انسان این چنین وحشیانه دست به قتل و غارت هزاران زن و کودک بی دفاع و مظلوم نمی زدند آنچنانکه ددمنشان اسرائیلی این روزها در غزه مرتکب میشوند !

شعار هیهات مناالذله خونی است تازه در رگهای هر مبارزی که عزت خویش را پاس میدارد و در برابر دشمنان شیطان صفت به مقاومت برمیخیزد ! « من کان يريد العزه فلله العزه جميعا»

 

 

2- ایثار و از خودگذشتگی :

عنصر مهم دیگر جریان عاشورا « ایثار و از خودگذشتگی » است . مسلما هر انسانی برای مقابله با مسائل و حصول اهداف خویش امکاناتی دارد که بایستی متناسب با اهداف مورد نظر آنها را بطور بهینه استفاده نموده و طبیعی است که هر چه اهداف بزرگتر و مقدستر باشد بایستی منابع و داشته ها و امکانات مهمتر و متناسبتری نیز تخصیص یابد !

یک انسان داشته های مختلفی را دارد که به لحاظ الویت احتمالا مهمترین آن جان وی میباشد . اگر هدف متعالی باشد و بخصوص این هدف یا اهداف در راه خدا رقم خورده باشد ، قطعا یک مبارز و مجاهد باید حاضر باشد این جان البته بعاریت گرفته از جانان را بسهولت – اگر لازم باشد – فدا کند . در این جایگاه قطعا نوع بینش و جهان بینی مجاهد نقش اساسی را در موضوع ایفا میکند .

اگر مجاهد بر اساس تعالیم الهی بخصوص به منطق قرآنی مجهز باشد که موضوع ساده بوده و قطعا یک مجاهد فی سبیل الله با افتخار حاضر است که از این امکان در شرائطی که راهی دیگر نمانده با روی باز استفاده نماید و خود را فانی در خدا نماید و در اینصورت او خود را جاودانه میسازد زیرا با تمام وجود معتقد است که « ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون »‌ !

اگر امکانان دیگری غیر از پذیرش مرگ و دادن جان وجود نداشته باشد ، باید در مقام ایثار این مهمترین داشته خویش را نیز بمیدان آورد آنچنانکه امام جانبازان بعد از صرف تمامی امکانات معمول آنروزگار و پس از مبارزه با اسباب و لوازم جنگی جان خویش برکف گرفت و بسهولت در راه هدف خویش که قطعا بزرگتر و مقدستر از جان بود آنرا نثار و ایثار کرد .

تحت چنین بینشی نه ترسی و نه شکستی وجود دارد . تازه اگر واقعا یک فرد یا گروهی دارای چنین ایمانی باشد و بخصوص این مساله از قبل نزد دشمن مسبوق به سابقه باشد یعنی دشمن بداند که در برابر کسانی قرار میگیرد که از دادن جان خویش هم هیچ ابایی ندارند قطعا این مساله در تضعیف روحیه آنان بسیار موثر خواهد افتاد !

شاید بیهوده دارم بسمت استدلال در این عنصر پیش میروم که این بحث را بیشتر میتوان خارج از مواضع استدلالی بنظاره نشست که عشق و ایثار را مقامی دیگر است !

 

3- پایداری، صبر ، استقامت و حلم :

گویا قانون هرچند نانوشته ای بر عالم حکمفرماست که هیچ نوشی در این عالم گویا بی چشیدن نیشی حاصل نخواهد شد ! خوشیها بر پایه تحمل شرایط پیش داشته غالبا سخت پدید می آید . مزدی اگر هست بایستی قبلا کاری کرده باشی . سودی اگر هست باید ریسکی را از پیش پذیرفته باشید . خلاصه آنکه همینجوری چیزی به انسان داده نخواهد شد .

صبر معمولا هنگامی بر انسان عارض میشود که گویا چاره ای جز تحمل شرایط آن ندارد و راهی برای برون رفت آنی از آن شرایط یا نمی بیند و یا بمصلحت نمیداند که انجام شود. ولی حلم ظاهرا در شرائیط حاصل میشود که آدمی امکان برون رفت از شرائط سخت را دارد ولی بنا به مصالحی که تشخیص میدهد آنرا تحمل کرده و لااقل در کوتاه مدتی در صدد تغییر آن بر نمی آید . در هنگامه پدید آمدن شرائطی که چاره ای جز صبر نیست ؛ انسانها زبان به شکوه و شکایت از آن میکنند و حال آنکه قاعدتا چاره ای جز تحمل ندارند یعنی اگر هم شکایت نکنند و یا نخواهند که تحمل و صبر کنند ، لزوما باید صبر کنند و در این حالت گویا شکوه کردن بلحاظ روانی مرهمی بر رنج آنان میباشد . ولی دسته ای از انسانها گفته میشود که با آغوش باز و با رضایت طبع شرائط ناگوار پدید آمده را می پذیرند و گلایه ای هم نمیکنند که ما در تاریخ بخصوص تاریخ بزرگان دینی و اولیاء الهی نمونه های کمی هم نداریم که شاخص ترین آنها در بین پیامبران می بینیم منجمله پیامبرانی مانند حضرات ایوب ، ابراهیم و امثالهم !

نقش این دو عنصر ( حلم و صبر ) در نهضت عاشورا و قیام کربلا از اهمیت بسیاری برخوردار میباشد . زیرا اگر امام حسین (ع) بر شرائطی که واقعا غیر قابل باور برای انسانهای معمولی است ، صبر و تحمل نمیکرد و بخصوص  حلم بخرج نمیداد ( چون میتوانست شرائط را تغییر دهد اما حاضر به پرداخت هزینه ذلیلانه آن نبود ) دیگر امروزه الگو و مدل و سرور آزادگان و سید شهیدان نبود . امام حسین (ع) و یاران و همراهان وی در کربلا و واقعه عاشورا با صبر و حلم بود که آن واقعه عظیم بشری را رقم زدند !

امروزه هم در تاریخ دور و نزدیک قیامها می بینیم که بسیاری شروع قیام و نهضت خویش را با اهداف عالی و متعالی آغاز کردند اما بدلیل عدم تحمل و نبود حلم و صبر و بردباری و نیز استقامت در میانه راه ، به بیراهه رفته و تسلیم شرائط موجود میشوند و آرام آرام زاویه زده و هر چه زمان میگذرد می بینیم که انتهای راه بسی منحرف شده است از ابتدای راه ! ابتدای راه در صراط مستقیم می رفتند ولی هی آرام آرام زاویه زده و هی آهسته آهسته مسیر را بنحوی که زیاد بچشم نمی آمد ، کج کردند که درست گاهی مشاهده میشود که درست در راه عکس هستند . عناصر برشمرده مانند صبر و حلم ضامن تداوم و استمرا یک هدف راستین و الهی است اگر این دو عنصر نباشد هیچ تضمینی وجود ندارد که کسی یا گروهی یا راهی را همچنان بر حق بدانیم . قریب باتفاق ، مشاهده میکنیم که رهبر نخستین یک قیامی در مسیری درست بود  که متاسفانه در ادامه رهبریا رهبران بعدی راه را بدلیل نداشتن این دو عنصر تعیین کننده یعنی صبر و حلم و استقامت کج کرده و کژراهه ای را می پیمایند که اگر قیام نمیکردند بهتر بود تا انکه بنام قیامی مقدس اینجوری با کج کردن مسیر کار صلحای بعدی را مشکل نمایند و دیگر اعتماد مردمی را بسیار سخت میتوان جلب کرد که بحثی است مستوفا و ما در این مجال کوتاه قصد باز کردن آنرا نداریم ! پس درس مهمی دیگر در قیام حسینی همین مساله میباشد که بسیار باید پیرامون آن هم توجه و هم تمرکز و هم بررسی شود !

 

 

4- نوع برخورد با دشمن :

از جمله مسائلی که در هر رویارویی با دشمن بخصوص در زمان مبارزه فیزیکی و جنگ و جدال ، باید روی آن توجه و تمرکز مناسبی را داشت مساله زمان و استفاده از فرصت یا فرصتهای موجود در رویارویی است ! در این بخش قصد ما برشمردن عناصری خاص مانند فرصت طلبی زمانی برای غافلگیری دشمن یا خرید زمان برای آمادگی های رزمی و نظامی نیست و یا تاکتیک مبارزه و امثالهم . گرچه این عناصر در مبارزه از اهمیت بسزا و تعیین کننده ای برخوردار است ولی منظور ما در زمینه بیشتر ناظر به مورد خاص دیگری است که این مورد بیشتر در مبارزات حق طلبانه و آزادیخواهانه که صرفا برای رضای خدا انجام میشود هست !

ما در کربلا می بینیم که امام حسین (ع) در زمانهایی یا لااقل در یک زمانی ( تاسوعا – شب عاشورا ) از دشمن مهلت و زمان خواست . در غالب گفته هایی که شنیده ایم و بیشتر عامه مردم ما در پای منابر از روضه خوان ها شنیده اند علت این امر را در این ذکر کرده اند که امام (ع) خواستند آنشب را به عبادت و راز و نیاز با خدا بگذرانند زیرا امام حسین (ع) عاشق عبادت بود .

گرچه میتوان یک وجه از این برخورد امام را یا این مهلت خواستن از سوی امام را این امر دانست ولی مگر امام (ع) کمی عبادت داشت که میخواست مهلتی بیشتر برای عبادت آنهم در آن بحبوحه صرفا چنین هدفی را داشته باشد . عرض کردیم که بلی یکی از دلائل و اتفاقا شاید یکی از مهمترین علل همین میتواند باشد ولی تک سبب بینی بدلیل تک سبب گویی ها ما را نباید غافل از وجوه دیگر این تاکتیک مقدس و مهم بازدارد .

میتوانیم بگوییم که برای هر انسان خدادوستی داشتن فرصتهای بیشتر برای قرب بیشتر و بالاتر بخدا یک نعمت محسوب میشود و باید هم بزرگان از اولیاء الهی از دلائل مهم طول عمر خواهی خویش را نیز در همین مساله بدانند ولی شرائطی که در صحنه مبارزه امام حسین (ع) را با همه وجوهش که نگاه میکنیم متوجه میشویم که بایستی امام (ع) از این مساله بعنوان یک تاکتیک خاص نیز استفاده میکند که در راس آن یا لاقل مهمترین آن میتواند دادن فرصت به دشمن یا عناصری از دشمن که احیانا فریب سران خود را خورده اند باشد . این فرصت آنهم در آن هنگامه عظیم بسیار اهمیت داشت. بخصوص اخبار و روایاتی هم داریم که امام و یا یارانش در همان فرصت تلاشهایی را نیز برای آگاهی دشمن در بیراهه و منجلابی را که قدم گذاشته اند از خود داشتند . پس امام (ع) میخواست در طی این مدت در آن شرائط ویژه فرصتی برای بعضی از سربازان فریب خورده دشمن باشد که بتوانند از صف دشمن جدا شده و راه خویش در پیش بگیرند و یا که به جرگه لشگریان امام بپیوندند که گویا در همان فرصت عناصری از نیک بختان و خوش عاقبتها با توبه به امام پیوستند و در روز واقعه سرفراز و نجات یافته شده اند. از بین این مردان میتوان به شاه ماهی دریای حسینی بنام حربن یزید ریاحی نام برد که واقعه آن مشهور هم هست هرچند که باز معتقدم در خصوص این مساله هم حق مطلب از سوی مبلغین ما گذارده نشده است و ما عمل حرگونه را آنچنانکه باید طرح نکرده ایم بویژه آنکه انسانها نمیتوانند همانند اولیاء الهی خاص بوده و خالص زندگی کنند ولی حر ها میتوانند زیاد خلق شوند و ما میتوانیم شرائطی را فراهم کنیم که احرار زیاد شوند . بسا که با نابخردی هامان بسیاری از کسان را که میتوانستند حر باشند و بسیاری از کسانی را که میتوانند حر باشند ناخواسته و با بی شعوری خود همچنان در جرگه یزید و یزیدیان نگه داشته ایم !

            خلاصه در این فرصت هر چند اندک آنهایی که استعداد بیشتری برای بازگشت از بیراهه در نتیجه تعمق و تامل بویژه در شب که فرصتی نکوتر از روز در این نوع از مسائل هست ، پیدا کرده و دیگر حجت بر آنها تمام شده بود .

گرچه دلائل دیگری جدای از موارد برشمرده شده را میتوان در نظر گرفت اما محور بحث اصلی ما در این زمینه را تشکیل نمیدهد بخصوص مساله اتمام حجت و یکدست کردن یاران خویش که در آن فرصت اخذ شده امام با ارائه صحنه ای زیبا یاران خویش را دست چین نموده و خالص ترین آنها ماندند که شرحش در جای خویش زیباست! آری در آنشب مهم سره از ناسره هم در لشگر دشمن و هم در بین همراهان امام مشخص شده و در این راه مهم هر کس راه خویش در پیش گرفت و رفت . در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ...

مخلص کلام این قلم این است که عنصر ایجاد فرصت برای درگیران دو طرف از سوی فرمانده موضوعی مهم در نهضت عاشورا بوده که امام عاشورا از آن استفاده درستی را داشته است که میتواند درسی برای همه مبارزین باشد .  

 

5- آزادی و آزادگی امام حسین (ع) :

کرارا از این صفت امام و یارانش یعنی از آزادی و آزادگی ، سخن گفته و سخن میشنویم . یکی از علتهای اصلی این مساله به تاکیدات خود امام (ع) در بعضی از مواقع در این امر برمیگردد. بخصوص در آن جمله مشهور آن امام مظلوم که فرموده بود « اگر دیم ندارید لااقل آزاده باشید » !

مسلما دین داری مانع از پیوستن به جرگه کفر و نفاق و الحاد خواهد شد ولی آیا همیشه همه افراد دین دار هستند؟! آیا فقط دین داری تنها مانع از یزیدی شدن و کمر بستن به قتل دیگران خواهد شد ؟ ظاهر خیر زیرا امام حسین عنصری بنام آزادگی را مورد توجه قرار داده و با تکیه بر آن از دشمنان میخواهد که اگر دین ندارید آزادمرد باشید . آزادی و آزادگی تنها در شرائطی برای انسان حاصل میشود که خویشتن را از خواهشها و تهدیدها و تطمیع ها بری نماید . اگر قیودی همانند پول ، مال ، شهرت و ... نباشد انسان آزاد میشود . حتی در وضیت هایی اعتقادات و باورها ، مهمترین قیود انسانها برای حریت آنها میشود که اتفاقا این قید از جمله مهمترین قیود و در جای خود به محکمترین قیدها برای انسانها تبدیل میشود! همه جور قید و بندهایی بر لشگریان یزید پیدا میشد . سرانش به قدرت و ریاست و مادونهایشان به پول و مکنت و نیز احمق هایشان به احتمالا برخورداری از مزایای عبادت و جهاد ؟

کافی است انسانها دست و پای خود را تا میتواند از این قیود باز کند دیگر چه جای قرار گرفتن در صف یزید و یزیدیان اعصار ؟ توجه دادن انسانها به اصل آنکه تو آزاد خلق شدی و باید آزاده باشی خود پایه ای برای دین داری واقعی آنها در ادامه زندگی خواهد شد !

 

6- جان و جانبازی :

بطور قطع و یقین در زندگی اصلی ترین عنصر حیات جان آدمی است و مهمترین مساله هر ذی جانی در نهایت امر مرگ است! در موضوع مبارزه و جنگ و جهاد باز این مساله بطور ویژه ای رخ می نمایاند ، یعنی مساله اصلی برای هر سربازی و برای هر کسی که پا در میدان جنگ می نهد همین مساله هست . خلاصه آنکه آدمی باید تکلیف خویش را با مرگ در کل و بخصوص در زمان جنگ معلوم کند!

تحت چنین شرائطی نوع بینشی را که آدمیان دارند و بخصوص نوع نگاهی را که به مرگ دارند امری بسیار تعیین کننده میباشد . بسته به اینکه ما چگونه به مرگ و بخصوص جریانی را که بعد از مرگ اتفاق می افتد و یا نمی افتد ، نگاه میکنیم میتوانیم انسانها را در زندگی و در مواقع خاصی از زندگی منجمله در زمانهای جنگ و درگیریهای نظامی دسته بندی کنیم .

در جرگه لشگریان امام حسین (ع) بخصوص بعد از آنکه امام (ع) در آنشب خاص – شب عاشورا – با توصیف شرائطی که فردا برای تک تک همراهانش پیش می آید ما بروشنی مشاهده میکنیم که بازماندگان بعد از آن غربالگری مهم با نوع نگاهی که بمرگ داشتند ، آزادنه با انتخاب مرگ باستقبال آن رفتند و دانسته باقی ماندند. و رفتگان نیز دانسته رفتند یعنی میدانستند که مرگ پایان کارزار روز عاشوراست! اما نخواستند و یا نمیتوانستند آزادانه آنرا انتخاب نمایند.

خود امام حسین ( ع ) چه نوع نگاهی را بمرگ داشت که با تبیین آن پیروانش را متقاعد به پذیر آن نموده بود؟ امام (ع) فرموده بود : «لا اري الموت الا سعاده و الحياه مع الظالمين الا برما ... » نمی بینم مرگ را جز سعادت و زنده بودن تحت شرائطی را که یزیدیان ظالم رقم زده بودند جز پستی و بدبختی نمی دانستند!

وقتی که بین این دو امر مخیر میشوی که یا باید بمیری و یا اگر میخواهی زنده باشی باید در تحمل شرائط ظالمانه آن قرار بگیری ؛ انسانها میتوانند برخوردهای متفاوتی را از خود بروز دهند یا می پذیرند و هزینه این زنده بودن را با خفت و خواری و پستی می پردازند و یا نمی پذیرند و هزینه آنرا که مرگ است قبول میکنند و این پذیرش دومی است که مرگ را به شهادت تبدیل میکند زیرا هر نوع مردنی را نمیتوان شهادت دانست ! شهید کسی است که میتواند زنده بماند (با بسر بردن تحت مناسبات ظالمانه ) اما مرگ را انتخاب میکند که به شقاوت چنین ماندنی تن در ندهد و به سعادتی برسد که این انتخاب بوی می دهد ! و این حسین و حسینیانند که سعادتمندان همیشگی عالمند !

با دقت در همین یک شعار حسینی بطور ضمنی میتوان متوجه شد که جامعه آنروز آنقدر زاویه خورده و منحرف شده از جامعه نبوی شده بود که زندگی جز با بی تفاوتی ممکن نبوده است. بی تفاوتی و بی انگیزگی خودخواهیها را نیز بستری مناسب میشود و دیگر کسی بفکر جامعه نخواهد بود چون امکان اصلاح را نمی دیدند چون برای تغییر و اصلاح جامعه ، هر چند که حتی پاره جگر رسول بوده باشی ، هر چند که حتی آب کفن رسول و اعوان انصار دست اول رسول نیز هنوز خشک نشده باشد ، هر چند که حتی هنوز باشند یارانی از عهد سنی رسول که عمرش کفاف به دیدن عصر حسینی را کرده باشد ، هر چند که بیش از شش دهه از خواب رسول مکرم اسلام نگذشته باشد ، و هر چند که .... ؛ باید جان باخت و جانبازی کرد !

بی تفاوتی و بی انگیزگی را گفتیم که خوخواهی می آورد و خود خواهی نیز مانع ایثار و گذشت در راه میشود. فرزندان ناخلف امیه ناخلف تر از هر ناخلفی با به شهادت رساندن ارکان هدایت جامعه نبوی یعنی علی (ع) راهی جز زیستنی ننگ آلوده را برای انسانها باقی نگذاشته بودند راهی که یا باید باشی ولی با ننگ یا باید بمیری اما با سعادت

و مگر فرزند خلف علی عالی و فاطم پاک فاطمه مقدس تحت چنین مناسبات ظالمانه ای میتواند بزید؟! حاشا و کلا که از آن حلقوم بناحق بریده جز این صدا بر نیاید که لا اري الموت الا سعاده و الحياه مع الظالمين الا برما ...  

اگر شهادت فرهنگ برآمده از دین الهی است و حسین بزرگترین شهید تاریخ ، تنها میتوان با پیروی و تاسی از حسین به سعادت رسید و از خواری و ذلتی که ظالمین بانی آنند ، رهایی یافت ! آری بقول آن معلم شریف که چه خوب خلاصه کرد که: اگر میتوانی بمیران و اگر نمیتوانی بمیر ... !  

 

7- همه جانبه نگری حسینی :

بطور معمول در جنگها اهتمام اصلی به سرکوبی و شکست دشمن میباشد ، حتی در بیشتر مواقع با زیرپا گذاردن تمام یا اکثر موازین انسانی و قواعد نرم شده جنگی لشگریان مترصد آنند که باصطلاح به پیروزی برسند و یا غلبه بر دشمن .

این مساله در غالب جنگهای بشری حاکم است و حتی برای کم کردن عوارض چنین برخوردهایی هرچند که قوانین و مقرراتی را در سطوح بین المللی – مانند کنوانسیون ژنو در مقررات جنگی و ... – وضع نموده اند باز می بینیم که غالبا خوی ددمنشانه جنگ افروزان نمی گذارد که حداقلهایی را در مسائل اخلاقی و انسانی مراعات شود. نمونه اخیر آن هجمه همه جانبه و وحشیانه صهیونیستها به نوار غزه هست که واقعا در دهه های اخیر گاهی بذهن آدمی میزند که آنها حتی روی بسیاری از ظالمین خونخوار تاریخی را که به سفاکی در تاریخ شهره شده اند ، نیز سفید کرده اند و یا نمونه های نه چندان دورتر که در جنگ تحمیلی صدام و صدامیان بر علیه ایران و ایرانیان که دنیا شاهد چه جنایات ضد بشری نبود که از سوی آنها بخصوص با بمباران شیمیایی حلبچه نمونه ای از رذالت های این طایفه که هنوز هستند و خواهند بود ، عیان شد .

ولی با بررسی واقعه کربلا میتوان بروشنی مشاهده کرد که امام حسین (ع) در بحبوحه جنگ و درگیری سخت نظامی ، آنی از اخلاق زیبای انسانی و ایمانی ( اسلامی ) غافل نبوده است! خوانده و شنیده ایم که در آن بحبوحه امام از نماز یاد میکند و اقامه صلاة میکند ، قرآن میخواند و از نصایح مشفقانه بشری دریغ نمیکند. امام در زمانی که بر آب سیطره داشت همانند بسیاری از فرماندهان بقول خودشان رند و زیرک آنرا بر دشمنان نبست ؛ میگویند که لحظه ای از حتی دلسوزی بر سربازان دشمن غفلت نکرد. آنگونه رفتارهای خاص که با سربازان و شهداء و زخمی ها که نقل شده است و دهها مورد از این وقایع که همگی مبین آن هست که جنگ امام حسین (ع) جنگی همانند نظامیگریهای معمول زمانه – زمانه دور و نزدیک – نبوده زیرا حسین در واقع امر برای همین ارزشهاست که دارد می جنگد امام برای نماز ، برای معروف ، برای گسترش خیر و معنویت و خوبیها و نیکیهاست که می جنگد که - تنها نه - میمیرد که - تنها نه -  شهید میشود و که - تنها نه - شهید نیز می پرورد!

امام نه تنها در مبارزه خویش به طرح دقیق نقشه جنگی متناسب با امکانات هر چند محدود و معدود خویش در مقایسه با دشمن و امکانات موسع آن می پردازد و آرایش نظامی دارد و صحنه ها را فرماندهی میکند بلکه به جوانب دیگر مبارزه بخصوص توجه به جنبه های معنوی مبارزه وقعی کامل می نهد و هرگز از آن غفلت ندارد!  

همین همه جانبه نگری امام در مدیریت جریان کربلاست که در حصول هدف اصلی امام بسیار کارگر می افتد و در رسوایی چهره نفاق و تزویر بنوامیه تسریع میشود! امام در کربلا تنها یک فرمانده نظامی نبود همانگونه که تنها یک عابد زاهد نبود . امام در دستی شمشیر داشت و تا آخرین توان در تار و مار کردن و قلع و قمع سگهای هار بنی امیه همت داشت و در دستی دیگر قرآن خدا را که مبین آنست که جنگ و مبارزه حسین یک جهاد فی سبیل الله است! نتیجه چنین مبارزه ای پس این خواهد بود که یک طرف مجاهدان سبیل الله و لزوما در طرف دیگر باید سربازان راه شیطان قرار داشته باشند چرا که مجاهد راه خدا در برابر همراه و هم مسلک خویش صف آرایی نخواهد کرد!

        انشاء الله ادامه دارد .......

محمود زارع

اگر ثوابی از این مجموعه ممکن گردد ، را تقدیم میکنم به روح مرحوم ابوی عزیز احمد آقای زارع و از خداوند تبارک و تعالی میخواهم که به آبروی امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل در این شب عزیز آنمرحوم را ضمن بخشش کامل مورد لطف و عنایت خاصه قرار دهد .

( مازندران . ساری . سوربن ) www.mzare.ir

+ اقدام شده در  چهارشنبه 18 دی1387ساعت 3 بعد از ظهر  بوسيله محمود زارع  |