آنکسان که ما را ولایت دادند , مالشان بستانیم و ...
آبگینه ساری:پادشاهی گفت : آنکسان که ما را ولایت دادند , مالشان بستانیم و آن کسان که با ما دشمنی ورزند , سرشان برگیریم . پیرامون شاهان گفته اند که ایشان جماعتی اند که پاسخ سلام را در سخن بسیار میشمارند و بریدن گردن ها را بمجازات کوچک می دانند !
کشکول شیخ بهایی ص 304 از انتشارات ارسطو چاپ چهارم 1363
آبگینه ساری: شاعری راست ؛ جوان را بینی که فضل دیگری را تا زمانی که زنده است انکار همی کند. اما آنزمان که بمیرد کوشش دارد که نکته ای از او را به آب طلا بر نویسند !
شاعری , یکی را هجو چنین گفت : ما را دوستی است که ریش بلند بی فائده ای دارد , ریشش چونان شب های زمستانی دراز و سرد و غم آور است.
دیگری سرود: معشوق بدیدار آمد , دل من نیز بدو مایل بود , گفتمش بوسه ای بخش , گفت : بی واهمه بستان .
کشکول شیخ بهایی ص 305 از انتشارات ارسطو چاپ چهارم 1363
کشکول شیخ بهایی ص 304 از انتشارات ارسطو چاپ چهارم 1363
آبگینه ساری: شاعری راست ؛ جوان را بینی که فضل دیگری را تا زمانی که زنده است انکار همی کند. اما آنزمان که بمیرد کوشش دارد که نکته ای از او را به آب طلا بر نویسند !
شاعری , یکی را هجو چنین گفت : ما را دوستی است که ریش بلند بی فائده ای دارد , ریشش چونان شب های زمستانی دراز و سرد و غم آور است.
دیگری سرود: معشوق بدیدار آمد , دل من نیز بدو مایل بود , گفتمش بوسه ای بخش , گفت : بی واهمه بستان .
کشکول شیخ بهایی ص 305 از انتشارات ارسطو چاپ چهارم 1363
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۰ ساعت 10:7 توسط م.زارع
|