آخرین پستهای وبلاگ گاهنوشته های بابا

ادامه نوشته

علیرضا افتخاری چرا دیگر نمیخواند؟!!

افتخاری در مصاحبه ای که با مهر داشت  با اشاره به انتشار برخی از نقل قول‌ها از زبان وی در مطبوعات پیرامون محمدرضا شجریان تصریح کرد: متاسفانه در ماه‌های اخیر گاه و بیگاه می‌بینم که از قول من مطالبی درباره محمدرضا شجریان منتشر می‌‌شود که روح من از آنها بی‌خبر است و از همین جا اعلام می‌کنم که با وی عداوت و دشمنی نداشته و ندارم.

عجب مجلس در راس اموری! عجب رییس جمهوری!

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : نقدی بر به این کلمات توجه کنید: داداش جان، بچسبیم، گیر سه پیچ ، نامردی و بی معرفتی، برایتان کمپوت می آورم، ، یک مشت مطلب، مخلصتان هستیم، همکاران من پیچ و مهره ای شده اند،كمي با هم صفا كنيم و ....

اشتباه نکنید! این عبارات نه چندان جالب، شنیده های خبرنگار ما در قهوه خانه ها نیست، به دوستان بیکار سرکوچه هم ربطی ندارد که قول گرفته اند با تولید دو نیم میلیون شغل، دست از این کارها بردارند... نه! نه! این ها سخنان رییس جمهور ایران در مجلس شورای اسلامی است!

ادامه نوشته

تبریزی به فرهادی: الان وقت جایزه گرفتن بود؟!!!

نامه محرمانه کمال تبریزی به اصغر فرهادی

سلام بر تو ای اصغر فرهادی سینمای ایران! نمیدونی چقدر بابت این جایزه‌‌ای که گرفتی خوشحالم! ولی افسوس که در این شرایط ایده‌آل! نمی‌تونم احساسم رو به کسی ابراز کنم... شهر شلوغه و همه به هم، گیر دادن! می‌ترسم بهت تبریک بگم و بابت همین تبریک خشک و خالی، بشم عامل بیگانه و صهیونیزم جهانی و طرفدار مراسم فواحش هالیوود! اونوقت خر بیار باقالی بارکن! ولی خوب که فکر می کنم همش تقصیر توئه!

آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب ؟! آدمه دیگه! فکر نکردی تو این شیر توشیری بزن وببند خانه سینما، حسادت بعضی ها گل کنه؟؛ کلا در خانه سینما رو گل بگیرن؟!.. این همه متلک بارمون کنن!؟ آخه به فکر ما نیستی، به فکر سینما باش با این جایزه گرفتنت! رفتی اون جایزه گنده گنده رو گرفتی! حالا ما چه خاکی به سرمون کنیم؟!

خیلی نامردی! بی معرفت! اقلا میگفتی جایزه مارو اعلام نمی‌کردن! همون پشت صحنه یه جوری زیر میزی می گرفتی می رفت پی کارش دیگه! بالاغیرتا، حالا که دیگه خراب کردی و همه عالم و آدم فهمیدن سینمای ایران جایزه مهم جهانی گرفته، عیب نداره؛ بیا و ازاین به بعد دیگه صداشو درنیار!.. مثل تلویزیون خودمون، شتر دیدی ندیدی!.. جایزه های احتمالی بعدی هم، علی الخصوص اسکارو که دیگه نگو!.. اگه دادن، پیشنهاد می کنم اصلا نگیری! یا اگرهم مجبور شدی بگیری، لااقل تقدیمش کن به اینایی که سریال ها و فیلم های جهانی ظرف 33 روز می سازن؛... بلکه سینما یه کم از دست و زبان اشون در امان باشه!..

یه حسن دیگه هم داره، اگه این جایزه هایی رو که تو گرفتی، اینا بگیرن، دیگه میشه جزو افتخارات ما و به احتمال زیاد، از تلویزیون خودمون هم نشونش میدن! اصغر جون، من و بقیه خونواده سینما، واقعا بابت این لطفی که در حق ما میکنی، ازت ممنونیم؛ جایزه هاتو تو بوق نکن!..بخصوص گنده هاشو!.. حرف آخرمون هم یادت نره؛...دیگه نشنویم جایزه اسکار و این حرفا ها... ! خدا خیرت بده!.. موفق باشی.

به گزارش پارس توریسم


دانلود کتاب هبوط در کویر - دکتر علی شریعتی ( صوتی )

هبوط درکویر - نویسنده: دکتر علی شریعتی

ضبط شده در استودیوی گویای سازمان بهزیستی ایران

راوی:خجسته سهبان            

صدابردار:حسین فراهانی             

زمان کل: ۱۳ ساعت و ۶۰ دقیقه




سر فصل های کتاب :

  1. مقدمه
  2. سخنی دیگر به جای مقدمه ی چاپ جدید
  3. نقد و تقریظ
  4. کویر
  5. کاریز
  6. نامه ای به دوستم
  7. دوست داشتن از عشق برتر است
  8. معبود های من

ادامه نوشته

نه تبسم، نه اشاره، نه سوالی، هیچ چیز

جز نوازش شیوه‌ای دیگر نمی‌داند نسیم
دکمه‌ی پیراهنش را غنچه خود وا می‌کند

روی زرد و لرزشت را از که پنهان می‌کنی
نقطه‌ضعف برگ‌ها را باد پیدا می‌کند

دلبرت هرقدر زیباتر، غمت هم بیش‌تر
پشت عاشق را همین آزارها، تا می‌کند

از دل هم‌چون ذغالم سرمه می‌سازم که دوست
در دل آیینه دریابد چه با ما می‌کند

نه تبسم، نه اشاره، نه سوالی، هیچ چیز
عاشقی چون من فقط او را تماشا می‌کند
شاعر : نمیدانم

شعر بسیار زیبا و خواندنی( معلم - شاگرد ) ؟!

سخت آشفته و غمگین بودم…

به خودم می گفتم:

بچه ها تنبل و بد اخلاقند

دست کم میگیرند

درس ومشق خود را…

باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم

ادامه نوشته

... نبار باران!...دشت در اینجا شوره زاریست و جز خس نمی آرد....

  آبگینه ساری: ....  نیا باران!

      
نبار باران ...!  
        زمین جای قشنگی نیست
                 
          من از اهل زمینم
                            
           خوب میدانم
                               
             که گل در عقد زنبور است
                                         
               ولی سودای بلبل دارد

                       و                                                
                  پروانه را هم دوست میدارد !

دانلود گلستان سعدی ( کتاب صوتی )

آبگینه ساری:منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و بشکر اندرش مزید نعمت ... هر نفس یکه فرو میرود ممد حیات است و چون برآید شود مفرح ذات ... پس در هر نفسی دو نعمتی موجود و بر هر نعمتی شکری واجب ... از دست و زبان که برآید - کز عهده شکرش بدرآید - بنده همان به که ز تقصی خویش - عذر بدرگاه خدای آورد... این جملات شیرین و نغز و یگانه سعدی گویا با روح و ضمیر تمامی ما ایرانی ها عجین گشته و من کمتر ایرانی مودبی را سراغ دارم که که این کلام را از بر نداشته باشد مگر آنکه دیگر خیلی باصطلاح امروزی ها از مرحله پرت باشد و همینجوری قاچاقی زندگی کند . بهرحال بی مناسبت و فایدت ندیدیم که در این آبگینه ساری از آثار این استاد سخن ایرانی مسلمان یادی و ذکری نشود و اثری از آثارش را منتشر ننموده باشیم و بهمین جهت گلستان سعدی را بصورت صوتی در ادامه مطلب برای دانلود مخاطبین محترم آبگینه ساری قرار میدهیم تا انشاء الله مورد استفاده قرار گیرد.محمود زارع

ادامه نوشته

دانلود دیوان حافظ ( صوتی ) با صدای استاد موسوی گرمارودی

آبگینه ساری:دانلود (با فرمت صوتی ) دیوان کامل حافظ از روی تصحیح علامه قزوینی و استاد قاسم غنی با اجرای استاد موسوی گرمارودی . کلیه غزلها در ده (10) قسمت حدود 87 مگابایت. لینک فایلهای دانلود بدون پسورد و زیپ شده از طریق سایت Mediafire    با فرمت mp3 میباشد که عینا از طریق وبلاگ مفید دانلود کتابهای صوتی در آبگینه ساری منتشر میگردد. نکته مهم جدای از لطافت غزلیات حافظ اجرای گرم استاد موسوی گرمارودی است که پیشنهاد میکنم آنرا از دست ندهید . لااقل میتوانید بخشهایی از آنرا دانلود و در زمانهای خاصی گوش دهید.محمود زارع.....لینک دانلود در ادامه مطلب وجود دارد ....

ادامه نوشته

لوایح , عین القضات همدانی ( 1 )

بسم الله الرحمن الرحیم
آبگینه ساری: فصل: روح و عشق هر دو در یک زمان موجود شدند و از مکوّن در ظهور آمدند، روح را بر عشق آمیزشی پدید آمد و عشق را با روح آویزشی ظاهر شد، چون روح بخاصیت در عشق آویخت عشق از لطافت بدو آمیخت، بقوت آن آویزش و آمیزش میان ایشان اتحاد پدید آمد، ندانم که عشق صفت شد و روح ذات یا عشق ذات شد و روح صفت، حاصل هر دو یکی شدند. چون تابش جمال معشوق از اول دل ربانی پدید آمد عشق با روح در گفت و شنید آمد چون یکی بباد نسبت داشت و دیگری بآتش، باد آتش برمیافروخت و آتش مرورا میسوخت، حاصل آتش غالب شد و هوا مغلوب بماند و آیۀ لاتُبْقِی وَلاتذَر بر وجود خواند. عشق غالب شده چون بپرتو انوار معشوق رسید مغلوب شد بدین سبب نتوان دانست که عشق با عاشق ساخته تر از آن بود که با معشوق زیرا که عشق بر عاشق امیرست اما در قبضۀ اقتدار معشوق اسیر است.
عشق تو امیراست کنون برجانم
در قبضۀ قدرتت اسیرم
        بیچاره شده منتظر فرمانم
چون نیست پدیدای پسر درمانم
ابوالمعالی عبداللّه بن محمدبن علی بن الحسن بن علی میانجی
مطالب مرتبط :
 لوایح عین القضات همدانی ( 2 )
...
کتب قدیمی
معشوقه ها
زندگی بی تناسب با فهم
مشاهیر

زندگی بی تناسب با فهم

زندگی بي تناسب با فهم ... !!

فاطی و بابا           وقتي احساس مي كني  كه نگاهي جدا از نگاه ديگران به زندگي داري اما مجبور مي شوي يا خود را مجبور مي كني كه مانند همگان زندگي كني ، اين كاري است بسيار مشكل .اين نحوه زندگی در واقع نوعي غافلانه زندگي كردن است . يعني تعمدآ غافلانه زيستن نه غفلتي از سر غفلت !...

           وقتي مانند ماهي غرق در دريائيم ، تصور هم نمي كنيم كه خشكي هم واقعيتي و يا كيفيتي است براي نفس كشيدن . فلذا چون در داخل زندگي هستيم و با فرمولهاي آن مشغول و درگيريم ، پس غافليم .
           حقيقت اين جهان آن است كه ، جهان لايه لايه بوده و داراي بطون زيادي است . اينكه از لايه ها و بطون اين جهان و كلآ امورات آن و عالم  هستي با خبر باشيم ، ادعايي است گزاف و نادرست . لذا چون از لايه هاي پنهان از ديد و منظر خويش بي خبريم ، پس غافلانه زندگي مي كنيم .... اينكه در عین درونی متفاوت ,ظاهرت مثل بقيه است ،اینکه اگر در شهر كوراني ، در عين بينايي مثل كوران عصا در دست باشي ، اينكه دشمن خويش.......

« عکس من و بابا سال 79»

         
ادامه نوشته

کشکولی از صنایع و بدایع ادبی. بخش دوم

صنعت فوق النقاط در ترک حروف نقطه پائین
                            

تا از رخ رخشنده او فال گرفتم                 فرخنده همه دور مه و سال گرفتم
امسال که همدوش از آن ماه فلک کرد                 فال شرف از نامه اعمال گرفتم
تا خواهش او داد مرا دولت وحدت            از قال گذشته اثر حال گرفتم
تا گوشه من گشت در آن زلف معطر        فارغ دل خو از غم افعال گرفتم
تا دست قضا تحت سما خون من انداخت              من فوق سر خاک ز امثال گرفتم
زان دم که شدم مخزن انوار تعشق         ورد کرم خالق متعال گرفتم
در صنعت نظم آنکه مرا دقت نام است      از وزن در و لعل دگر فال گرفتم
ادامه نوشته

کشکولی  از صنایع و بدایع ادبی. بخش اول

توجیه غزل
ساری : در اینکه چرا به غزل , غزل گفته اند ؟! صحبت کردن و شوخی با زنان , سخنی که در وصف زنان و در عشق آنان گفته شود , بازی کردن با محبوب و معاشقه و حکایت کردن از خوبی و حذیث صحبت زنان ؛ و نام نوعی از شعر که بیشتر درباره ی عشق و عشقبازی با نسوان میگویند. در تعداد ابیات غزل اقوال مختلف است. بعضی کمتر از 5 بیت و زیاده از یازده بیت ندانسته اند ! برخی را نیز اعتقاد بر آنست که کمتر از هفت و زیادتر از پانزده بیت نباید باشد !
ذکر اسامی بحور
 (رضاقلیخان هدایت)
بحور شعر بنزد خواص نوزده آمد              بچند بیتش گویم زبهر زیب محافل
 از آن بحور بود پنج خاصه اهل عرب را       که آن طویل و مدید و بسیط و وافر و کامل
 سه بحر نیز بود خاصه عجم بحقیقت        یکی جدید و پس از آن قریب و باز مشاکل
 به پنج بهر نخست ار عجم بگوید نظمی    یقین بدان تو که مطبوع نیست در بر عامل
 چنانکه گر بسه بحر دوم عرب سخن آرد   ستوده ناید آن بیتها به پیش قبایل
 ولیک یازده مابقی میان دو فرقه             بدانکه مشترک آمد برای جمله افاضل
 ولی مرا ز بحور غریبه طرفه خوش آید       از آنکه قدرت من ظاهر است از آن بدلایل
     ( این قطعه چقدر میخی سروده شد؟!!! با عرض پوزش از مرحوم استاد ! شاید بخاطر بدعادتی طبع ما باشد که بنستعلیق ظریف حافظ و لطیف سعدی خو کرده است و هاتف ... « م . زارع » )... بقیه را با کلیک بر اینجا مطالعه فرمایید ....

دانلود کتابهای ادبی

دانلود رایگان کتب آقای محمود زارعدانلود تعداد زیادی از کتابهای ادبی با لینک مستقیم از طریق وبلاگ آیگینه ساری :

ادامه نوشته

کسی که عاشق یار نیست برایش پالان و افساری بیار

یعنی آنکس را که نبـــود عشــق یــار
بهــــر او پــالان و افســــاری بیـــــار

 

ادامه نوشته