آفتاب: در جریان مناظره سیاسی نامزدهای انتخاباتی، بعد از ارجاع حسن روحانی به کتاب خاطرات البرادعی،

سعید جلیلی نیز با استناد به همین کتاب گفت: «چون پلی زده شد به بحث آقای
البرادعی، باید بگویم البرادعی به دنبال آن در کتاب خاطرات خودش در صفحه
144 می گوید نه تنها پیشنهاد سه کشور اروپایی ناچیز بود بلکه لفظ توهین
آمیزی نیز داشت تا جایی که می شد آن را متکبرانه توصیف کرد. البرادعی ادامه
می دهد این طرح تا جایی پیش رفته بود که قول می داد اروپایی ها دانشمندان
ایرانی را که در صورت غنی سازی نکردن، بیکار می شوند تحت پوشش قرار دهد.»
حسن
روحانی خطاب به سعید جلیلی با اشاره به سخنان البرادعی درباره مذاکره با
سه کشور اروپایی گفت: آنچه که من درباره بحث ممانعت از جنگ گفتم مربوط به
سال 82 است اما نکته ای که شما خواندید مربوط به سال 84 است یعنی آخرین
پیشنهاد اروپایی ها. آنجا البرادعی می گوید: "متأسفم که سه کشور راه بازاری
ها را یعنی راه چانه زنی را انتخاب کردند و آنچه می خواستند، یک باره
ارائه ندادند و گفتند در مراحل بعد می خواهند ارائه دهند." به این علت که
دولت تازه عوض شده بود. تندترین پاسخ را نیز ما به آنها پیشنهاد دادیم و
قبل از اینکه پیشنهاد اروپا برسد ما دستور راه اندازی سایت اصفهان را صادر
کرده و نامه اش را نیز نوشته بودیم، پس این تاریخ ها نباید قاطی شود، آن
بحث مربوط به سال 82 و این مربوط به سال 84 است که در کتاب نیز مفصل توضیح
داده ام.
بخشی از فصل دوم کتاب «عصر فریب» با عنوان فرعی «دیپلماسی
اتمی در دوران خیانت» خاطرات محمد البرادعی از سه دوره ریاست بر آژانس است و
پس از امضای توافق نامه پاریس را روایت می کند که در مناظره دیروز راجع به
آن بحث شد، در ادامه می آید:
«ایرانیها از جانب خود، امیدوار بودند که به نقطه عطف رسیدهاند. سیروس ناصری هنگام سخنرانی سندرز در

اتاق
جلسه وانمود میکرد به خواب رفته است. حسن روحانی، موافقت شورای حکام با
موافقتنامه پاریس را به عنوان یک «پیروزی بزرگ» توصیف کرد. هنگام گفتوگو
با بیبیسی گفت که «تمام دنیا فراخوان امریکا را رد کردند» تا ایران را به
شورای امنیت ارجاع دهند. با کمی گزافهگویی و اغراق ـدر یک نمایش برای
مخاطبان احتمالی در تهرانـ نماینده امریکا در آژانس بینالمللی انرژی اتمی
را به عنوان فردی «عصبانی و درنده» توصیف کرد. گفت که مذاکرات آینده «یک
فرصت تاریخی برای ایران و اروپا به شمار میرود تا به دنیا ثابت کنند که
یکجانبهگرایی محکوم است.»
موافقتنامه، آنطور که از آب درآمد، بخش
ساده کار بود. در گفتوگوهایم با اروپاییها، به نظر میرسید کاملاً
فهمیدهاند که ارائه یک بسته واقعی و معنادار به ایرانیها، به عنوان نتیجه
مذاکرات، چقدر برای آنها اهمیت دارد. آلمانیها خوشبینترین بودند.
بریتانیاییها محافظهکارتر بودند و سعی میکردند امریکاییها را خشنود و
راضی نگه دارند. فرانسویها جایی بین این دو حالت قرار داشتند. اما هر سه
کشور امیدوار بودند و با موافقت از جانب جیـ8 برای ارائه امتیاز انحصاری
به ایران مجهز شده بودند.
برای چند ماه، این انتظار که مذاکرات به
یک راهحل جامع دیپلماتیک منجر خواهد شد، در سطحِ بالایی قرار داشت. همکاری
ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، سخت و محکم ادامه یافت؛ تنها تعداد
اندکی از موضوعات بازرسی باقی مانده بود. در جلسه مارس 2005 شورای حکام،
تقریباً برای اولین بار در دو سال گذشته، برنامه هستهای ایران در دستور
کار قرار نداشت؛ حقیقت این بود که مذاکرات ایران سریعتر از آن بود که
بتوان از آن به عنوان پیشرفت یاد کرد. حتی گزارش شده بود که ایالات متحده
در نظر دارد برای پیشنهاد مشوقها و محرکها به ایران به اتحادیه اروپا
ملحق شود.