ساری,گاهنوشته های محمود زارع:در یکی از منابع قدیمی خواندم ( البته عین املای آن متن بشرح جزئیات در خاطرم نیست اما اصل ماجرا در باطنم باقیست که آنرا برای شما نقل میکنم و آن حجت قاطعی بود که ...  زمانی از یکی از امامیه ( شیعیان اثنی عشری ) شنیدم که گفت با فضل بن حسن در سفری همراه بودیم . بمکانی رسیدیم که ابوحنیفه در آنجا برای تعدادی از افراد خویش بعنوان درس سخنانی میگفت.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

فضل بن حسن گفت من از اینجا به بعد ادامه نمی دهم و نمیروم تا ابوحنیفه را ملزم کنم که در عقائد خویش بخصوص در ترجیح بوبکر و عمر بر امیرالمومنین علی علیه السلام نه تنها اشتباه میکند بلکه از روی لجاجت باطنی است که ... چنین ترجیحی قائل است ولی برای ورود به بحث با وی مجبورم حیله ای بیاندیشم چون وی اگر پی ببرد که من محب مولا علی هستم از بحث با من سرباز میزند و خواهد ترسید. برای همین خویش را بدوا بیطرف نشان داده تا بلکه موفق به مذاکره شده و وی را ملزم کنم.
آن همراه فضل که خویش از امامیه بود باو گفت میگویند بوحنیفه از علماء میباشد شاید نتوانی وی را ملزم کنی !

فضل گفت : هرگز حجت کسی بر حجت مومنان غالب نشود !

بعد با هم نزد بوحنیفه رفتند فضل درخواست کرد که سوالی دارد که پاسخ آن از سوی بوحنیفه بتواند تا برادر رافضی ! خویش را با آن قانع کند. بوحنیفه پذیرفت .

ادامه مطلب .....