آبگینه ساری:ابوحازم بمحضر عمربن عبدالعزیز شد. عمر وی را گفت : مرا پندی ده . گفت: بخسب و پندار مرگ تو بس نزدیک است . آن گاه بنگر در آن دم چه چیزی را دوست همی داری , آن را هم اکنون به اجرا در آور و نیز در آن دم چه چیزی را ناخوش داری , هم اکنونش رها کن . بسا که زمان مرگ سخت نزدیک بود !
                                     کشکول شیخ بهایی ص 305 از انتشارات ارسطو چاپ چهارم 1363