مهر- با نگاهي به دلايل طلاق و آمارهاي اداره ثبت احوال اين حقيقت روشن مي‌شود كه عوامل فرهنگي دليل اصلي 83 درصد طلاقها در مازندران است. در سه الي چهار سال اخير اگر به جشن عروسي دعوت شديم و كارت عروسي به دستمان برسد خيلي زودتر از آنچه كه فكر مي‌كرديم، به اين مي‌انديشيم كه كه راستي اين پيوند چقدر دوام دارد؟!

 

به دليل رشد بالاي طلاق، اين فكر كه وصال تازه تا كي دوام خواهد داشت بي‌پرواتر از گذشته به ذهن ما هجوم مي‌آورد و گاهي اين امر به خودي خود سبب ترس از ازدواج جواناني مي‌شود كه با پشت سر گذاشتن مشكلات پر فراز و نشيب و متعدد حالا آمادگي نسبي براي ازدواج پيدا كرده‌اند. در مازندران اگر از آمارها كه البته بهتر از هر حساب سرانگشتي نشان مي‌دهد بگذريم، نگاهي به دور و بر گوياي اتفاق غريبي در زير پوست جامعه است.

 

بر اساس آخرين آمار ثبت احوال، بيش‌ترين مردان و زناني كه زندگي‌‌هايشان منجر به جدايي مي‌شود در رده سني 25 تا 29 سال قرار دارند. همچنين شهرنشينان بسيار بيش‌تر از مردم روستا پيوند زندگي‌هايشان از هم گسسته مي‌شود. بر اساس آمارها و نظرات روانشناسان به‌طورمتوسط زندگي بسياري از زوج‌‌هاي جوان پس از پنج سال به جدايي مي‌انجامد. در مازندران علاوه بر اين‌كه طلاق دو درصد افزايش يافته، ازدواج چهار درصد كاهش داشته است.

 

تهران همچون هميشه در اين باره رتبه نخست را دارد و به واسطه جمعيت زياد و بافت متنوعي كه دارد نخستين شهر ركوردار آمار طلاق در كشور به حساب مي‌آيد. اما سال گذشته استان فارس ركوردار طلاق در ايران بوده است.  طبق بررسي‌‌هاي انجام شده مشكلات اقتصادي و اعتياد دو محور عمده طلاق‌‌ها محسوب مي‌شوند؛ اما مسئله ديگري كه اين روزها بيش‌تر از زبان همسران هنگام جدايي مي‌شنويم، عدم تفاهم است.

 

يك وكيل دادگستري با بيان اين‌كه طلاق‌هايي كه تحت عنوان نداشتن تفاهم انجام مي‌شود، اغلب به عدم تفاهم عاطفي يا جنسي مربوط است، مي‌گويد: به نظر مي‌رسد زوج‌ها از اين موضوع به عنوان فرصتي براي پررنگ‌تر كردن مشكلات زندگي و عيب‌هاي يكديگر استفاده مي‌كنند.پژمان منتظري موضوع خيانت را از جمله موارد شايعي مي‌داند كه هنگام دادخواست طلاق از سوي موكلان مطرح مي‌شود. وي مي‌افزايد: در سال‌هاي اخير مردم به‌ويژه زنان بيش‌تر با حقوق خود آشنا شده‌‌اند و با وضع قوانين جديد نظير به روز شدن مبلغ مهريه، موانع مالي طلاق هم رفع شده است.

 

اما با وجود اعلام دولت، حمايت‌هاي اجتماعي آن طور كه نياز است گسترش نيافته و زنان مطلقه داراي مشكلات مالي و فقدان امنيت رواني در جامعه هستند كه متاسفانه موجب سوءاستفاده مردان قرار مي‌گيرند. در عين حال يك جامعه شناس معتقد است: آگاهي زنان نسبت به حقوق خود سبب شده بسياري از طلاق‌هاي عاطفي تبديل به طلاق واقعي شود. بنابراين مي‌توان گفت طلاق به‌طور مطلق افزايش پيدا نكرده بلكه بيش‌تر نمود اجتماعي يافته است.

 

ازدواج نسنجيده، عدم رعايت عفاف و مشكلات عديده اقتصادي و فرهنگي توسط كارشناسان مسائل خانواده دلايل طلاق برشمرده مي‌شوند. در ماه‌هاي گذشته اعلام شده بود كه تحقيقات ميداني عوامل افزايش آمار طلاق در استان مازندران در سه سال گذشته در حال انجام است تا طي آن دلايل افزايش طلاق به‌طور علمي‌تر مشخص شود.  مديركل بانوان و خانواده استانداري مازندران در اين باره مي‌گويد:

 

ما اين عوامل را به دو بخش عوامل فرهنگي و غير فرهنگي تقسيم كرديم و نتيجه كه 5/83 در صد طلاق‌ها در مازندران ناشي از عوامل فرهنگي شامل؛ عدم شناخت زوجين از نقش‌ها و وظايف خود، دخالت اطرافيان، سوء ظن زن و شوهر نسبت به هم، عدم رعايت عفاف، ارتباطات نامشروع، عدم رعايت حريم محرم و نامحرم، فقدان شناخت كافي زوجين از هم و نداشتن مهارت‌هاي زندگي از جمله اين موارد است.

 

زهرا شرف‌الدين، علت افزايش مقوله خيانت در خانواده‌ها كه معمولاً به طلاق مي‌انجامد را دور بودن از مباني اسلامي و دلباختگي نسبت به فرهنگ غرب و نفوذ اين فرهنگ در جامعه مي‌داند و مي‌گويد: جامعه با الگو‌برداري از تكنيك‌هاي دنياي غرب و به دنبال ايجاد تفاهم و شناخت زن و مرد را از عوامل اين امر برشمرد.

 

وي با بيان اين‌كه تهاجم فرهنگي، شيوع فيلم‌هاي غير اخلاقي و استفاده نادرست از تكنولوژي جديد نظير ماهواره و اينترنت در افزايش طلاق‌ها موثر بوده است، مي‌گويد: در اين باره نگاه تك بعدي و دنبال يك مقصر بودن نتيجه‌اي در برندارد چرا كه خانواده تك بعدي و داراي يك زاويه نيست. عوامل متعددي مثل تكه‌هاي پازل در كنار هم منجر به آمار روزافزون طلاق شده است.

 

شرف الدين ادامه مي‌دهد: خانواده‌ها در مقابل آنچه كه بچه‌ها خواستند تسليم شدند و براي جبران محروميت‌هاي خود فرزندسالاري را گسترش دادند، از طرفي به‌راحتي ابزاري كه موجب انحراف بود بدون اين‌كه آموزش استفاده درست از آنها داده شود وارد خانواده‌ها شد. همچنين دستگاه‌هاي متولي به‌موقع ورود پيدا نكردند و از آموزش‌هاي كافي و هدفمند درسطوح مختلف از مهدكودك تا دانشگاه‌ها در حوزه‌هاي عفاف، غيرت غافل شدند.منبع